کی از لای درزِ در نگاهت می کنم  

درخواست حذف این مطلب
کی از لای درزِ در نگاهت می کنم با دو چشم مات و ناباور نگاهت می کنم چشم در چشم تو یعنی طرح رویای محال از همين جا راحتم، بهتر نگاهت می کنم چشم های مردم دنیا به سمت توست باز من ولی از منظری دیگر نگاهت می کنم مثل باران، چشمه ی جوشان احساسی ولی من فقط با چشم های تر نگاهت می کنم باز نزدیک منی و از همیشه دورتر از پسِ اين حسّ درد آور نگاهت می کنم فکر اندوه من و چشمان غمگينم نباش همچنان بی اعتنا بگذر... نگاهت می کنم صحنه ی شهر دلم وقف شکوهِ جلوه ات بر مدارِ چ

ادامه مطلب  

نگاهت  

درخواست حذف این مطلب
نگاهت آغاز زیبایی بود در دنیایی پر از زشتی نگاهت سرآغاز همه ی بیقراریهای دنیا بود نگاهت سایه ی سنگين سکوت بود در دنیای ت و ن من نگاهت شور زندگی بود برای اين خسته نگاهت، نگاهت زخم کهنه ایست که رازش را فقط من میدانم و تو. ... نگاهم اما...

ادامه مطلب  

ای خیره به این خیره چه زیباست نگاهت !  

درخواست حذف این مطلب
ای خیره به اين خیره چه زیباست نگاهت ! جانم به لب آمد چه فریباست نگاهت ! شاید که سراب ست مگر میشود آ ! آیينه ترين ح دریاست نگاهت ! مصلوب نگاهت شده ام مریم عاصی انگار که از صلب است نگاهت تسلیم تمنا و هوادار غرور است ای ناز ! چه افتاده و س است نگاهت « آهوچه ی ارباب » به خاکی زده امروز ! امروز غزلنازِ رعایاست نگاهت ! تاج به سر ، کوزه ی الماس ! گل اندام ! زیباست که زیباست که زیباست نگاهت...

ادامه مطلب  

پاییز با طعم دلتنگی  

درخواست حذف این مطلب
تابستان هم به ماه آ ش نزدیک میشود، اين پیچ را هم که رد کنی، باز میرسی به کوچه ی پاییز، همان کوچه ای که اواسطش، بغل تل بزرگ برگ های خشک شده بساط دلتنگي را پهن کرده اند. انواع و اقسامش را هم دارد. دلتنگي با طعم غروب پاییزی و بغض و آه، دلتنگي با طعم باران همان باران هایی که قطراتش با اشک هایت مخلوط میشود، دلتنگي با طعم دلشوره و اضطراب، دلشوره ی دل گسستن،اضطراب سرد شدن عشق مثل هوا، اضطر به بلندای شب ها! دلتنگي با طعم ریزش برگ درختان، مثل ریزش خاطرات

ادامه مطلب  

زیباترین اشعار دلتنگی  

درخواست حذف این مطلب
زندگی من از همين گرفتار شدن در نگاهت شروع شد ، درست جایی که ربط میدهد مرا به تـــو زندگی من از روزی که هوای تو وزید در سرم شروع شد ، نمیدانی چقدر دستپاچه میشوم وقتی به هر کجای دلم قدم می گذارم میرسم به تـــــــو نگاهت را گره بزن به چشمانم نگاهت جانِ تازه میبخشد مرا

ادامه مطلب  

شه ای تلخ ...  

درخواست حذف این مطلب
هیچگاه گیسوان پریشان عشق را با دست های بسته بافت عشق زده ای ؟ و روبان انتظار را به رنگی از مهر بر آ ين گره با صبر واژه در هم آمیختی که فراموش نکند رد پای نگاهت را در طوفان در هم تنیده ی دلش .. در پریشانی لحظه  لحظه های عمر بر بانگ گلدسته ها جاری گشته و آوای دلتنگي می سراید ... در قاب نگاه ، تفکر را به عمق درياي دل داری و در گذر روزها بر پریشانی موها جا پای گذر شه ی سخت زمستانی سرد .. طعنه می زند بر درياي مواج دلش قطره ای که شبنم نگاهت را همراهی راز دا

ادامه مطلب  

زیر باران با خی رمز و رازی داشتم  

درخواست حذف این مطلب
زیر باران با خی رمز و رازی داشتم با دو چشم مست تو راز و نیازی داشتم با تمنای رخ زیبای تو ناز آفرين، غرق درياي نیاز و چشم نازی داشتم شانه ات را آرزو که بغضی بشکنم با دلی باران زده پر سوز سازی داشتم شب که آمد کوچه ها رنگ نگاهت را گرفت همچو شبگردان نوای دلنوازی داشتم تا سحر در معبد چشمان تو دیوانه وار بی دل و شیدا چه شوری در ی داشتم در میان شعله ها آتش به جان پروانه وار گرد شمع روی تو سوز و گدازی داشتم ناز شست ماه رویت ای گل رعنای من همچو بلبل نغمه ها

ادامه مطلب  

صدای نگاه  

درخواست حذف این مطلب
وقتی نگاهت غمگين است قطره های پشت شیشه هم بغض می کنند…………نگاهت بی آواز است حتی باران هم شوقی برای بارش ندارد……..وقتی لبخندت ماتمکده ی چشم های بارانی ات می شود چکاوک حتی در باران هم می میرد……………وقتی نگاه زیبایت بی باران است دیگر آمدن بهار هم بهانه ای می شود برای فصل ها…………مگر میشود غریب باران غم نگاهت را ت…حمل کند و آن را به تنهایی به دوش بکشد؟ وقتی صدای نگاهت دیگر مرا صدا نمی کند………..دیگر هیچ بهانه ای برای لبخند نگاه من نیست…………

ادامه مطلب  

برای او که رفت  

درخواست حذف این مطلب
آیه های چشمانت ، تفسیر مهربانیست، لبخندت امتداد راه بهشت... و دستان پر مهرت شبیه اجابت دعاست... در نگاهت پروانه و آتش، در نگاهت نور، در نگاهت شور ، در نگاهت عشق... نگاهت همان "صراط مستقیم"... ای همیشه در دل جاری ای همیشه در من بیدار گاهی به سراغ من بیا لحظه ای در خواب... می خواهم مهربانی را به خاطر بسپارم ، می خواهم آسمان را لمس کنم! بدون بال ، گاهی اگر در خواب.. پ ر ی ن ا ز

ادامه مطلب  

شبیخون...  

درخواست حذف این مطلب
  چه شبیخون قشنگـی زده آغاز نگاهـت باز هم صید خودش کرده مرا ، بازِ نگاهت   چشم هایت به من افتاد و مرا باز صدا زد می کَشد پای مرا ســوی تو آواز نگاهت   چشم زیبای تو را دیدم و اين معجزه کافی ست من که ایمان به تو آوردم و اعجاز نگاهت   آمدم با تو بگویم که به من بی تو چه رفته ست مات و مبهوت شدم من به برانداز نگاهت   دوستت دارم و دانی که گرفتار تو هستم می کُشد اين دل بیـمار مرا ناز نگاهـت   گوی جادویی چشم تو چنان شیفته ام کرد آمدم تا که بگویـ

ادامه مطلب  

من در غزل رد نگاهت دیده ام  

درخواست حذف این مطلب
من در غزل رد نگاهت دیده ام از روی ماهت ، من نگاهان چیده ام لبخند تو باشد مرا تسکين درد من با لب خندان تو خندیده ام جان مرا در دست خود بگرفته ای ای جان من بر عشق، جان بخشیده ام لطفی نما یک آیه دیگر بخوان من تا طلوع روی تو باریده ام باران شوی من از حضورت لحظه ای حاشا اگر از جان خود رنجیده ام خالی مکن جای مرا در هر سفر من یاد تو در جان خود پیچیده ام هرگز نمیرد عشق سوزانت به یاد چون بر لب ساحل شقایق چیده ام 1395/08/17 13:28

ادامه مطلب  

میخواهم پاییز شوم - باران شوم -  

درخواست حذف این مطلب
میخواهم پاییز شوم بارانم ببارد سقف خانه ات میخام باران شوم پنجره ات را بکوبم میخواهم قطره قطره لمس کنم نگاهت را از پشت شیشه های اتاقت میخواهم پر شوم از چال گونه هایت راستش را بگو-من اگر باران شوم بازهم لبخند میزنی برایم؟؟؟: میخاهم پرشوم از چال گونه هایت..... میخوام ببارم،لمس کنم شانه هایت را من پاییز شده می بارم میبينی؟؟؟؟

ادامه مطلب  

باران......  

درخواست حذف این مطلب
می توان در قاب خیس پنجره چک چک آواز باران را شنید می توان دلتنگي یک ابر را در بلور قطره ها بر شیشه دید می توان لبریز شد از قطره ها مهربان و بی ریا و ساده بود می توان با واژه های تازه تر مثل ابری شعر باران را سرود می توان در زیر باران گام زد لحظه های تازه ای آغاز کرد پاک شد در چشمه های آسمان زیر باران تا خدا پرواز کرد.

ادامه مطلب  

زیر باران  

درخواست حذف این مطلب
زیر باران که می روی یاد می گیری اشک ریختن عیب نیست حتی اگر آسمان باشی یاد می گیری که اشک زودتر دیده می شود حتی اگر ز آسمان پهناور بیاید یاد می گیری که اشک تاثیر دارد چه باران باشد که خیست می کند چه اشکت باشد که دیوانه ات می کند زیر باران یاد می گیری که باید ببخشی حتی اگر پر اشک باشی باران باشی زیر باران باور می کنی بوسه را چون حکایت قطره هایی که بر تن و صورت می خورد غرقه شور و شوق می شوی زیر باران عشق بازی را باور می کنم چون هم آغوشی ابر و آسمان زیر

ادامه مطلب  

شوره زار  

درخواست حذف این مطلب
یه روز از سرزمين من رد می شدی؛خاک من نگاه تشنه اش را به آسمان نگاهت دوخته بود دستهایت پر از بذر عشق بود اگر بذر هایت را در خاک من می فش ؛ تنها با قطره ای باران سبزترين خاک دنیا میشدم؛ اما تو رفتی....حال پس از سالها برگشته ای دستانت پر از بذر عشق نگاهت باران عشق؛ بذرهایت را می فشانی؛خودت را خسته نکن اگر حتی همه ابرهای عالم ببارند؛خاک من حتی جوانه ای هم نخواهد زد...آ اين خاک سالهاست که شوره زار شده است.......... یلدا

ادامه مطلب  

چت باران | باران چت | باران گپ | چت روم باران  

درخواست حذف این مطلب
بـرای ورود به چـت بـاران قدیـمی تـرين چـت روم ایـران کـلیـک کـنید.. چت باران,باران چت ,باران گپ

ادامه مطلب  

باز باران ...  

درخواست حذف این مطلب
باز باران نرم و ریز ریز کوچه ها خیس کفش من لیز باز باران تند و رگبار کوچه تاریک دل چه غمبار باز باران تند و تند ، سرد آنکه تنهاست نام اوست مرد باز باران سخت و خشمگين اين دلم شد گرم و غمگين باز باران هی ببارد روی هر قبر گل بکارد باز باران ....

ادامه مطلب  

باران میبارد  

درخواست حذف این مطلب
باز هم باران باریده به اين شهر غم زده. همه جا تر شده است.اينجا ی باران را نمیخواهد حتی گربه ها. حتی گنجشک ها و حتی مورچه ها. توی اين شهر غمزده همه از باران گریزانند.ادمهای سیاه اينجا میگریزنند از باران. اما باران مهربانانه فرود می اید.قبلا که بچه تر بودم یادم می اید عزیز میگفت باران صدای گریه خداست.اصلا باران اشک های خداست.

ادامه مطلب  

خیس تر از باران  

درخواست حذف این مطلب
( 12 ) ==== برای: سهراب سپهری نگاهت خیس تر از باران بود آن شب که قصه می گفتی از زخم های کهنه ذهنت نگاهت لبریز از زخم ذهن مردمانیست که در رودی وشان و طوفانی سهمناک در تلاش و تلاطم اند. گر چه آنان میهمانانی ناخوانده را می مانند لیکن همه در کاسه نگاه دل عاشق تو خانه کرده اند. با اين نظر ادراک نگاه دل پر آشوب تو خود عیاریست هشیار و تمام قد از اندوه مردمان. پس تو ای عزیز درد آشنا همچنان باوقار و نستوه دست از نگاه مدار تا همگان بر دست گیرند سلسله گیسوی ترا ک

ادامه مطلب  

صبح بخیر  

درخواست حذف این مطلب
سلام خورشید عالم من سلام صبخیر باران سحرگاهانم.. صبحم چه خیرست صبحم چه خاص صبح بخیر گفتن ات، مثل خاک نم خورده ؛ شوق نفس کشیدن میدهد! ریه های بیکارم را مثل بوی خوش برگ های پاییزی بعد از باران صبح گاهی ممممم نفس میکشم پس تورا آنهم عمیق آنهم خنک مث پونه های سبز شده بر جوی نگاهت سلام صبح زندگی من آریو_بهنام

ادامه مطلب  

یلدای نگاهت را پایانى نیست...  

درخواست حذف این مطلب
یلدای نگاهت را پایانی نیست... غزلواره ی زیبای چشمانت ابدیتی ست به وسعت اشک و لطافتی ست به حرمت بغضهای دیدار فالنامه ی عشق را خواهم چید از میان سبزينگی نگاهت و بوسه های یاس را خواهم نشاند بر غزلهای ناب باران... چله نشين دلت می شوم بر کران یلداگونه ی دیدار... تنها...کمی غزل بارانم کن به وسعت نگاهی... سرشار از عشق...

ادامه مطلب  

خش الی  

درخواست حذف این مطلب
دختری داره تو خونه سر و صدا می کنه و من نمیرسم برم باهاش بازی کنم. چهار انگشتی و دو دستی توی کیبوردم که صدای شوت زدنش میاد. صداش می کنم باران، باران. بعد می فهمم اين باران نیست که. باران دیگه چهار ساله نیست که اينطور سر و صدا کنه. باران سال هاست توی اين خاک هم نیست. دخترکم الان خانومی شده. دو ماه کمتر از ده ساله. از ی عاشق تا اعماق تنهایی و دلتنگي کمتر از سه ثانیه است. سه ثانیه که من سقوط می کنم. از ابر بودنش به کویر واقعیت.

ادامه مطلب  

مانی...  

درخواست حذف این مطلب
افسانه سیاهت باران اشک و آهت چشمان سبز و ایران لب تشنه نگاهت عهدی که با تو بستیم تا آ ایستادیم اقرار کرده بودند طفلان سر به راهت چاه است اگرکه راهت راهت همیشه جاوید با خون خود نوشتند افتادگان چاهت... صد سال با تو آری یک لحظه بی تو هرگز خورشید لرزه برداشت از رهروان ماهت مانی! اگرچه زندیگ اما چه غمگداز است باران اشک و آهت افسانه سیاهت

ادامه مطلب  

مال من  

درخواست حذف این مطلب
ای آتشين ، ناز نگاهت مال من عشوه ها و خنده هاو فتنه هایت مال من شانه های خسته ام در خدمت زلف شما اخمهای هر شب چشمان نازت مال من واژه ها کی قیمت شرم نگاهت میشوند بوسه ای از آن لب پر هابت مال من گر گناهی میکنم بهر دو چشمان شما آتش آن دوزخ پر آه و ن مال من اين سر شوریده را بهر نگاهت باختم تیر مژگان بلند بیقرارت مال من

ادامه مطلب  

شور باران  

درخواست حذف این مطلب
ته مانده ی ابری می چکد در کوچه پس کوچه های شهر غم زده گه گاهی رعدی، ترنمی می شکافد در تردید!!!... باران شور عاشقانه ای به پا میکند دست نوازش می کشد بر غبار خاطرات و عطر خاک در هوای دلتنگي می پیچد عهد عاشقانه ات می شود، باران

ادامه مطلب  

باران و خاطرات دور  

درخواست حذف این مطلب
من در کمرنگی لحظه هایم ترا در سایه دیوار لمس می کنم ... بوسه نا غافل .... صدای ش تن تنهایی سکوت شب را خواهد ش ت ... خواب میدیدم .. باران میامد .. کنار دیوارهای آهنی خاطره ایستاده بودیم ... به تندی آغوشم از عطر عاطفه پر شد ... اشک هایم در قطره های باران حل شد ... من به تمامی در بوسه های بارانی خاطره شدم ... از دور دلتنگي نبودنت در بخار شیشه گم شد در من تکرار شد : سنی سویرم نانا

ادامه مطلب  

در نگاه تو  

درخواست حذف این مطلب
در نگاه تو چیست؟ در پس نگاه راز آمیز تو ،کیست؟ فرشته آسمانی ؟ یا پری زمينی؟ چرا از تماشای تو سیر می نمی شوم؟ باز . باز نگاهت می کنم نگاهت می کنم در نگاه تو رازیست که شاید نتوانم توصیفش کنم شاید نگاه تو  نمایانگر دنیای شگفت درونت باشد شاید در نگاه تو هزاران غزل نا خوانده باشد از نگاه تو من شور وشوقی تازه می یابم هر دم عاشقت می شوم باز عاشقی استوار و محکم می نگاهت می کنم در نگاهت من سیاحت می کنم می گیرم  از تو الهام ها از بند های زمانه می گرذم ر

ادامه مطلب  

سلام عزیز من!  

درخواست حذف این مطلب
در حال احتضار، و در روزهای بارانی اين نامه را می نویسم و به دستان باد می دهم تا هنگامی که از لای موهایت عبور می کند در گوشهایت کند. اين روزها باران به شدت مرمی های دهه ی هفتاد می بارد و مرا یاد آنروزهای که باهم بودیم می اندازد؛آنروز بارانی که باهم بودیم و پشت پنجره صدای گوش نواز باران شرشر ناودان ها را می شنیدیم و به موجهای که قطره های کوچک باران روی آب نازک روی کاشی حویلی ایجاد می کرد خیره شده بودیم، و یک نفس عمیق می گرفتیم و چشمان مانرا می بست

ادامه مطلب  

نگاهت ..  

درخواست حذف این مطلب
نگاهت را در ضمیر دلم  کاشتم بذری سبز نشد اما چشمه ای از چشم هایم جوشید .. نیلوفرثانی دی 95

ادامه مطلب  

عشقم سالروز زمینی شدنت مبارک....  

درخواست حذف این مطلب
اگر باران ببارد.... باز می آیم درون کوچه امید وفانوس نگاهم رابرایت میفروزانم .... واز ترکیب دستانم..........برایت چتر میسازم...... مبادا قطره ای باران......... بیازارد نگاه مهربانت را...... . . . . . . آرزویم اين است.... نتراود اشک ازچشم توهرگز......مگر از شوق زیاد.... نرود لبخند ازعمق نگاهت هرگز..... وبه اندازه هرروز توعاشق باشی...... عاشق آن که تورا میخواهد......وبه لبخند تو از خویش رها میگردد..... وتو را دوست بدارد....به همان اندازه....

ادامه مطلب