شاعر : اردلان سرفراز.» تنظیم : منوچهر چشم آذر.» خواننده : .» آلبوم : غریبه.» آهنگ : آبی .تقدیم دو  

درخواست حذف این مطلب
آبی آبی مهت آبی تر از هر آبیاز چشماي تو میگم این آیه ها ی آبی درياهای بی ت ...آبی آبی مهت آبی تر از هر آبیاز چشماي تو میگم این آیه ها ی آبی درياهای بی ت آبی یعنی دل مندريایی که اسیره این چهره ی تقدیره که رنگ از تو میگیرهوقتی که خیره میشم به عمق حوض کاشیحس میکنم تو هستم حتی اگه نباشیمن رنگ گنبدا رو چشماي تو میبینمسجدم به جانب توست اینه معنای دینمآبی آبی مهت [ آهنگ و موسیقی جدید فارسی در ایران ترانه ]آبی تر از هر آبیاز چشماي تو میگم این آیه ها ی آبی د

ادامه مطلب  

قطره...  

درخواست حذف این مطلب
قطره دلش دريا می خواستخیلی وقت بود که به خدا گفته بودهر بار خدا می گفت:از قطره تا دريا راهیست طولانیراهی از رنج و عشق و صبوریهر قطره را لیاقت دريا نیستقطره عبور کرد و گذشتقطره پشت سر گذاشتقطره ایستاد و منجمد شدقطره روان شد و راه افتادقطره از دست داد و به آسمان رفت و هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت.تا روزی که خدا گفت:امروز روز توست . روز دريا شدن .خدا قطره را به دريا رساند . قطره طعم دريا را چشید .طعم دريا شدن را .اما ...روزی قطره به خدا گفت: از

ادامه مطلب  

دریا (از دفتر شعر نوجوان)  

درخواست حذف این مطلب
« دريا » در شهر بندر وقت غروب است. دريا وشــان، با موج بسیار. مرغـان دريا در حال پـــرواز آن یک گرفته ماهی به منقار!  نزدیــک دريا، کودک نشسته گرم تماشا، در جستجــو است. در قلب خویش او، اینجا همیشه با موج دريا در گفتگـــو است.  آن سو کمی دور، یک مرد صیّاد بر روی قایق مشغول کار است. با هر نسیــمی موجی ست پیدا بر شانه موج، قایق سوار است.  مرغان دريا در جنب و جوشند، گویا رسیده هنگام طــوفان موجی پر از کف، آمد به ساحل برگشت آن بود خیلی ش

ادامه مطلب  

دریا (از دفتر شعر نوجوان)  

درخواست حذف این مطلب
« دريا » در شهر بندر وقت غروب است. دريا وشــان، با موج بسیار. مرغـان دريا در حال پـــرواز آن یک گرفته ماهی به منقار!  نزدیــک دريا، کودک نشسته گرم تماشا، در جستجــو است. در قلب خویش او، اینجا همیشه با موج دريا در گفتگـــو است.  آن سو کمی دور، یک مرد صیّاد بر روی قایق مشغول کار است. با هر نسیــمی موجی ست پیدا بر شانه موج، قایق سوار است.  مرغان دريا در جنب و جوشند، گویا رسیده هنگام طــوفان موجی پر از کف، آمد به ساحل برگشت آن بود خیلی ش

ادامه مطلب  

غزالم ...  

درخواست حذف این مطلب
صبح امروز سرویس دیر اوم دنبالمون ، تو تب و تاب این بودم که به راننده زنگ بزنم یا نه ( راستی راننده ما یه خانم که با ون میاد دنبالمون ، آفرین ) گوشی رو که نگاه دیدم چند تا پیام دارم از دوست خیلی خیلی عزیزی که یک سال بود ازش بی خبر بودم ف غ ز ا ل عزیزم ، خیلی خیلی دوستش دارم و برای اینکه در موردش بگم باید یه کتاب بنویسم ، اشک بود که عین مروارید از تو چشماي من می چکید ، همکارم گفت : حالا اول زنگ بزن بعد پیاماتو بخون ، که با چهره ی بهت زده و گریون من روبرو

ادامه مطلب  

شهر عشق !  

درخواست حذف این مطلب
دل من اگر ابهافتاده تو طرح چشماتکی می شه که چشماي منپر شه از تراکم پات !بین چشماي یه اتوبان محبتگرچه تو آ صدریمی رسم بهت با همتقدر این دل ابوکاش یه ذره می شناختیوقتی شد کلنگی توکوبی ولی نساختیتوی قلب من به جز توهیچ ی نمی شه واردتو کلانشهر دل منتو شدی شرکتِ واحدتیر برق چشماي توتوی ی شبامهسرخ چشمک زن لبهاتهرجا می رم سر رامهتو فضای سبز سینَه مگل سرخ خاطراتهتو ترانه های طنزمطرح تعریض لباتهاما قلب سنگی تواز ترافیک شده اِشغالمنو هی می ذاری بیرونس

ادامه مطلب  

شهر عشق !  

درخواست حذف این مطلب
دل من اگر ابهافتاده تو طرح چشماتکی می شه که چشماي منپر شه از تراکم پات !بین چشماي یه اتوبان محبتگرچه تو آ صدریمی رسم بهت با همتقدر این دل ابوکاش یه ذره می شناختیوقتی شد کلنگی توکوبی ولی نساختیتوی قلب من به جز توهیچ ی نمی شه واردتو کلانشهر دل منتو شدی شرکتِ واحدتیر برق چشماي توتوی ی شبامهسرخ چشمک زن لبهاتهرجا می رم سر رامهتو فضای سبز سینَه مگل سرخ خاطراتهتو ترانه های طنزمطرح تعریض لباتهاما قلب سنگی تواز ترافیک شده اِشغالمنو هی می ذاری بیرونس

ادامه مطلب  

نتایج 1393/04/20  

درخواست حذف این مطلب
1393/04/20 بازی اول: معراج 1 – 2 عشق دريا گلها: حسن قاسمی (معراج) فلکناز اسماعیلی- فرشید ملاحی (عشق دريا) بازی دوم: ریان 3– 0 عقاب جوان بنداران عشق دريا با این برد 10 امتیازی شد و به عنوان تیم اول گروه1 به مرحله بعد صعود کرد و حریف تیم تنب نو در مرحله بعدی مسابقات شد و معراج نیز با9 امتیاز به عنوان تیم دوم راهی مرحله بعد شد و در مرحله بعد باید به مصاف سراج برود.

ادامه مطلب  

و باز هم دریا بی تو ...  

درخواست حذف این مطلب
مگر میشود رفت کنار دريا در غروبی غم انگیز و در امتداد ساحلی آرام تو نباشی اما یادت و خاطراتت به سنگینی کوهی بر روی قلبم سنگینی کند مگر میشود کنار ساحل قدم زد بدون اینکه دست در دست تو سرود عشق نخواند مگر میشود که نظاره گر لحظه غروب خورشید بود بدون حضور تو مگر میشود روی شن های خیس ساحل قدم زد و صدف جمع کرد بدون همراهی تو اصلا دريا بدون تو دیگر دريا نیست بغض است و اشک و تهی بودن از احساس دريای بدون تو برایم هرگز دیگر نه آرامش دارد و نه زیباست و من ب

ادامه مطلب  

مهشید پورشجاع(دانشجوی ی کامپیوتر)9  

درخواست حذف این مطلب
یکروز بلند آفت در آبی بیکران دريا امواج ترا به من رساندند امواج ترا بار تنها چشمان تو رنگ آب بودند آن دم که ترا در آب دیدم در غربت آن جهان بی شکل گویی که ترا بخواب دیدم از تو تا من سکوت و حیرت از من تا تو نگاه و تردید ما را می خواند مرغی از دور می خواند بباغ سبز خورشید در ما تب تند بوسه میسوخت ما تشنه خون شور بودیم در زورق آبهای لرزان بازیچه عطر و نور بودیم می زد ‚ می زد درون دريا از دلهره فرو کشیدن امواج ‚ امواج نا شکیبا در طغیان بهم رسیدن دستانت

ادامه مطلب  

اکورد اهنگ غروب سیاوش قمیشی  

درخواست حذف این مطلب
سلام دوستان امروز قصد دارم براتون اکورد اهنگ غروب سیاوش قمیشی رو بذارم امیدوارم خوشتون بیاد غروب سیاوش قمیشی ریتم۴/۴ غروب eb d چشماي منتظر به پیچ جاده ... دلهره های دل پاکو ساده gm f پنجره ی بازو غروب پاییز ... نم نم بارون تو خیابون خیس d eb f یادِ تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه ... سهم من از با تو بودن غمِ تلخِ غروبه d eb f غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده ... برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده [f - eb - f - eb - d] چشماي منتظر ... یاد تو هر تنگ غروب ... [f - eb - f - eb - d] e

ادامه مطلب  

اکورد اهنگ غروب سیاوش قمیشی  

درخواست حذف این مطلب
سلام دوستان امروز قصد دارم براتون اکورد اهنگ غروب سیاوش قمیشی رو بذارم امیدوارم خوشتون بیاد غروب سیاوش قمیشی ریتم۴/۴ غروب eb d چشماي منتظر به پیچ جاده ... دلهره های دل پاکو ساده gm f پنجره ی بازو غروب پاییز ... نم نم بارون تو خیابون خیس d eb f یادِ تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه ... سهم من از با تو بودن غمِ تلخِ غروبه d eb f غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده ... برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده [f - eb - f - eb - d] چشماي منتظر ... یاد تو هر تنگ غروب ... [f - eb - f - eb - d] e

ادامه مطلب  

دریا  

درخواست حذف این مطلب
کاش میفهمیدم اشکهای سردی را که سبب دردها بود قلبی که از ترس بودنم ش ت و پنجره ای از بسته بودن خسته ام کرد یک روز از این دنیای بی انصاف انتقام تمام خاطراتم را میگیرم روزی که خوشحالی مان بی پایان میشود روزی که زندگی روی خوشی بهمان نشان میدهد حتی اگر از هم دور باشیم............................ آرامشی در دلم احساس میکنم مثل آرامش یک غروب کنار دريا و تنها دلتنگم دلتنگ همان دريایی که بودنش آرامش من است... # پ.ن:گوش دل میخواهد ترانه ام

ادامه مطلب  

سلیمان  

درخواست حذف این مطلب
مى نویسند: روزى یکى از حیوانات دريائى سر از آب بیرون آورده عرض کرد اى سلیمان، امروز مرا ضیافت و مهمان کن، سلیمان امر کرد آذوقه یک ماه لشکرش را لب دريا جمع د تا آنکه مثل کوهى شد، پس تمام آنها را به آن حیوان دادند، تمام را بلعید و گفت: بقیه قوت من چه شد، این مقدارى از غذاهاى هر روز من بود. سلیمان تعجب کرد، فرمود: آیا مثل تو دیگر جانورى در دريا هست، آن ماهى گفت: هزار گروه مثل من هستند، پس هر ى که روى حقیقت توکل بر خدا پیدا کرد، خداوند از جایى که گمان ن

ادامه مطلب  

lyrics  

درخواست حذف این مطلب
اینم از متن و ترجمه آهنگ crazier taylorswift i've never gone with the wind من هیچوقت با باد همسفر نشدم just let it flow فقط به اون اجازه جاری شدن دادم let it take me where it wants to go به اون اجازه دادم من رو به جایی که میخواد بره ببره you opened the door till تا تو در رو باز کردی and there's so much more و چیزی خیلی بیشتر از ایناست i'd never seen it before که من قبل از این اون رو ندیده بودم i was tryin' to fly but i couldn't find wings من تلاش می که پرواز کنم اما نمی تونستم بال پیدا کنم but you e along and changed everything اما تو اومدی و همه چیز رو تغییر د

ادامه مطلب  

آشکار سازی رمزهای نهان شیدن ( چگونگی ایجاد یک ذهن غیر بیولوژیک) :  

درخواست حذف این مطلب
مقدمۀ کتاب " how to create a mind : ray kurzweil "مغز وسیع تر از آسمان است گرچه اگر آن ها را در کنار هم قرار دهید یکی شامل دیگری است مانند شما و مغز شمامغزعمیق تر از دريا است گرچه اگر در کنارهم قرار گیرند یکی دردیگری جذب خواهد شد مانند ابر در یامثل آب یک سطل درآب دريامغز هم وزن کائنات است! گرچه اگر گرم به گرم آنها را وزن کنید، مانند اجزاء موسیقایی یک ار تر با خود آن ار تر بسیار متفاوت خواهند بود . ( اریک دی ون)

ادامه مطلب  

آشکار سازی رمزهای نهان شیدن ( چگونگی ایجاد یک ذهن غیر بیولوژیک) :  

درخواست حذف این مطلب
مقدمۀ کتاب " how to create a mind : ray kurzweil "مغز وسیع تر از آسمان است گرچه اگر آن ها را در کنار هم قرار دهید یکی شامل دیگری است مانند شما و مغز شمامغزعمیق تر از دريا است گرچه اگر در کنارهم قرار گیرند یکی دردیگری جذب خواهد شد مانند ابر در یامثل آب یک سطل درآب دريامغز هم وزن کائنات است! گرچه اگر گرم به گرم آنها را وزن کنید، مانند اجزاء موسیقایی یک ار تر با خود آن ار تر بسیار متفاوت خواهند بود . ( ایمیلی دیکینسون)

ادامه مطلب  

سرگذشت...!  

درخواست حذف این مطلب
می وشد دريا هیچ نیست به ساحل پیدا لکه ای نیست به دريا تاریک که شود قایق اگر آید نزدیک. مانده بر ساحل قایقی ریخته شب بر سر او، پیکرش را ز رهی ناروشن برده در تلخی ادراک فرو. هیچ نیست که آید از راه و به آب افکندش. و در این وقت که هر کوهة آب حرف با گوش نهان می زندش، موجی آشفته فرا می رسد از راه که گوید با ما قصة یک شب طوفانی را. رفته بود آن شب ماهی گیر تا بگیرد از آب آنچه پیوندی داشت با خیالی در خواب. صبح آن شب، که به دريا موجی تن نمی کوفت به موجی دیگر، چشم

ادامه مطلب  

تبخیر  

درخواست حذف این مطلب
با آنکه جز باتلاقی در وسط چیزی از دريا به جا نمی آورد با آنکه صد سال است که از دريا بادی به ساحل نمی آید بی آنکه بداند شهر پشت سرش جادو شد من ، عمری است که به انتظار جاشوانی نشسته است - که جایشان خالی - سال هاست که من ، فعل و ضمیرش یکی نیست! ***************************** از فرت پیری آ ین دندان کرم خورده عقلم را دور انداخت ! z.o.t

ادامه مطلب  

حضور قرآنی در 22 بهمن  

درخواست حذف این مطلب
قطره قطره دريا دريا دريا اقیانوس نگاهت را از آسمان و ابر ها به زمین بیاور همیشه باران از آسمان نمی بارد گاه باران از زمین می جوشد وتا آسمان می رسد نگاه کن زمین را نگاه کن خیابان هارا دريایی به این عظمت را می بینی قطره قطره آدم دريا دريا حضور... آی بگو نگاه کند هرکه را چشم جهان بین است بگو نگاه کند جهان این جم را ملتی که هر جلوه شان صد دريا را به وش می آورد بگو نگاه کند آیات قرآن را که در قامت مردمان ترجمه می شود ... ولا یطئون موطئا یغیظ الکفار ولا ین

ادامه مطلب  

چرا بعضی انسانها دچار احساس پوچی می‏شوند؟  

درخواست حذف این مطلب
برای آنکه با هدف کار نمی‏کند. از معصومان رسیده است: «النّاسُ مَعادنُ کمعادنِ الذّهبِ و الفضّة»[1]؛ انسانها مانند معادن نقره و طلا هستند که در درون خود گوهر می‏پرورانند. البته انسان مانند موزه نیست که اشیای گرانبهای جهان خارج را در آن جمع می‏کنند. انسان چون درياست که در درون خود گوهر می‏پرورد: چو دريا به سرمایه خویش باش ٭٭٭٭ هم ازبود خود سود خود بر تراش[2] همه گوهرهای دريا، پرورش یافته خود درياست و ی از خارج آنها را در دريا نمی‏ریزد. انساناز

ادامه مطلب  

نبوتم آرزو بود ...  

درخواست حذف این مطلب
از نوشته ای قدیمی که دوستش دارم: «... راستی می شود کنار دريا عاشق شد؟! دريا می توفد و می وشد و هوهوی باد را می مکد میان اش و می کوبد به تن ساحل. اینجا اثری از عشق نیست اما این هم آغوشی مدام دريا و ساحل هوسی ام می کند توی این همه خیسی، می نشینم روی ماسه های تر و به صدای امواج؛ سفید و کف کرده و خشمگین، با دهانی گشاد و بی دندان ساحل را فرو می بلعند و نجویده رها می کنند ... بی آنکه دانسته باشم مدتی است ماسه ها را با پنجه هایم اشیده ام، چاله هایی در دو پهلویم

ادامه مطلب  

برای خودم و همه ی ماهی های پرنده ام  

درخواست حذف این مطلب
آندره بهم گفت : برای زنده موندن باید یه دور کامل مرد ، بعد روشو کرد سمت دريا و شروع کرد به سنگ پرونی ، تعداد برخوردای سنگ ها به آب رو میشمردم ، تقریبن تمام فلس هام ریخته بود ، گفتم : آندره من دیگه ماهی نیستم ؟ آندره جواب نداد ، به جاش نشست و سعی کرد سنگ های صاف و مناسب تری پیدا کنه ، یکی از سنگ ها رو گرفته بود سمت آسمون و نگاهش میکرد ، گفت : چرا انقدر ماهی بودن برات مهمه ؟ اون فلس ها بالا ه باید روزی میریختن ، امروز یا فردا ، امیدوارم این چندتای دیگه

ادامه مطلب  

.....  

درخواست حذف این مطلب
بی مقدمه آغاز می شوی در ظهر های همیشه پر از ریگبی انکه هوس دريا شدن لب های تو را خیس کند... خیمه میزنی بی انکه گلبرگ گرفتن ها را فراموش کنیجسم تو سخت روحت کنار تن خونی جوانه ها جفت میگیردانوقت که رکوع های ممتدتفرات را سرشار از مردمک های وسیع زنی می سازدطفلی در آ ین واژه اذان. می شودبی انکه دريا شدن را در های مادر لمس کندش ته منزیر این ریگ های داغ تمام روح من تاول زد ی این همیشه ظهر تمام خواهد شد ؟؟؟؟چقدر تشنه ام و دستهایم پر از خون است انگار را من

ادامه مطلب  

ای کاش  

درخواست حذف این مطلب
کاش که یه روز با همدیگه سوار قایق می شدیم دور از نگاه ادما هر دومون عاشق می شدیمکاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا می گرفت گلای سرخ دلمون کاش بوی دريا می گرفت کاش توی هوای عاشقی لیلی و مجنون می شدیم باد که تو دريا می وزید ما هم پریشون می شدیم کاش که یه ماهی قشنگ برای ما فال میگرفت برامون از فرشته ها بال امانت می گرفت کاش که به جز من هیچ ی این قدر زیاد دوستت نداشت یا که دلت عشق منو اول عشقاش می گذاشت....

ادامه مطلب  

بوسلامه(بوسلمه) هیولای نوستال دریانوردان بوشهری  

درخواست حذف این مطلب
بوسلامه(بوسلمه) هیولای نوستال دريانوردان بوشهری !! در باور دريا نوردان قدیم بوشهر هیولای دريایی به نام بوسلامه بوده است که در تاریک دريا به کشتی ها حمله میکرده و دريانوردان و جاشوهای جوان را با خود میبرده و خون و گوشت آنان را میخورده است.بوسلامه بیشتر زاییده اوهام و ترس جاشوها از تاریکی مطلق دريا و عقاید افی مردم در آن دوران بوده و به هیچ وجه وجود خارجی نداشته است.جاشو پس از چندین ماه دوری از خانواده و کار سخت و طاقت فرسا بر روی دريا و مواجه ب

ادامه مطلب  

... بچه ...  

درخواست حذف این مطلب
... تا حالا شده فکر کنی اگه بچه ها تو این دنیا نبودن چه قدر دنیا خالی و تلخ بود؟ بچه ها با اون دستای کوچولوشن با اون چشماي معصومشون و اون دنیای رنگارنگشون دل آدمو خال می کنند از تمام بدیها، دشمنیها و دردها. کافیه همراهشون بشی، باهاشون بازی کنی جیغ بزنی و بالا و پایین بپری ... کاش دنیای آدم بزرگها هم مثل دنیای بچه ها بود...

ادامه مطلب  

بیادت هست؟  

درخواست حذف این مطلب
بیادت هست آن شب را که تنهابه بزمی ساده مهمان تو بودم؟تو می خو که «دل دريا کن ای دوست»من اما غرق چشمان تو بودم؟تو می گفتی که پروا کن صد افسوسمرا پروای نام ننگ رفته استمن آن ساحل نشین سنگم، چه دانیچه ها بر این سنگ رفته است«مکش دريا بخون» خو و خاموشتمنا گر کنار من نشستیچو ساحل ها گشودم بازوان راتو چون امواج در ساحل نشستی

ادامه مطلب  

صدقه  

درخواست حذف این مطلب
صادق (ع): همانا صدقه دادن در شب خشم خداوند را از بین برده، گناه بزرگ را محو نموده و حساب را آسان مى‏ گرداند و صدقه دادن در روز مال را زیاد و عمر را طولانى مى ‏نماید. همانا حضرت عیسی علیه السّلام زمانى که از ساحل دريا مى‏ گذاشت، نانى را که غذایش بود، به دريا انداخت. یکى از یارانش عرضه داشت: اى روح اللَّه چرا چنین کردید؟ این مقدارى از غذایت بود. فرمودند: این کار را تا جنبنده ‏اى از جنبندگان آب آن را بخورد و ثواب آن نزد خداوند بزرگ است. منبع:ثواب ال

ادامه مطلب  

صائب تبریزی  

درخواست حذف این مطلب
مایه اصــــل و نسب در گردش دوران زر است هر ی صاحب زر است او از همه بالاتر است دود اگر بالا نشیند ـــر شــأن شــعـله نیست جای چشم ابرو نگیرد چونکه او بالا تراستنا ی گر از ی بالا نشیند عیب نیست روی دريا، خس نشیند قعر دريا گوهر است شصت و شاهد هر دو دعوی بزرگی میکنند پس چرا انگشت کوچک لایق انگشــــتر استآهن و فولاد از یک کوه می آیند برون آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل است

ادامه مطلب  

صائب تبریزی  

درخواست حذف این مطلب
مایه اصــــل و نسب در گردش دوران زر است هر ی صاحب زر است او از همه بالاتر است دود اگر بالا نشیند ـــر شــأن شــعـله نیست جای چشم ابرو نگیرد چونکه او بالا تراستنا ی گر از ی بالا نشیند عیب نیست روی دريا، خس نشیند قعر دريا گوهر است شصت و شاهد هر دو دعوی بزرگی میکنند پس چرا انگشت کوچک لایق انگشــــتر استآهن و فولاد از یک کوه می آیند برون آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل است

ادامه مطلب  

مداحی حاج عباسی/ شور: ای آرامش دریا  

درخواست حذف این مطلب
مداحی حاج عباسی/ شور: ای آرامش دريا مداحی حاج عباسی/ شور: ای آرامش دريا [ جهت مشاهده و مداحی مراجعه به ادامه مطلب ] [ از اینجا ورود به آرشیو مداحی حاج عباسی] امیدوارم از مداحی لذت برده باشید www.nohekhon.

ادامه مطلب  

غرووووووووووووب  

درخواست حذف این مطلب
چشماي منتظر به پیچ جاده دلهره های دل پاک و سادهپنجره ی باز و غروب پاییزنم نم بارون تو خیابون خیسیاد تو هر تنگ غروب تو قلب من می کوبهسهم من از با تو بودن غم تلخ غروبهغروب همیشه واسه من نشونی از تو بودهبرام یه یادگاریه جز اون چیزی نموندهتو ذهن کوچه های آشنایی پر شده از پاییز تن طلائیتو نیستی و وجودم و گرفته شاخهء خشک پیچک تنهایی

ادامه مطلب  

حلول ماه مبارک رمضان بر شما مبارک باد  

درخواست حذف این مطلب
برهر نفست اشاره دارد رمضان بر عشق و عطش نظاره دارد رمضان در ظلمت بی کرانه شبهامان دريا دريا ستاره دارد رمضان ماه ضیافت الهی مبارک باد ماس دعا ع نوشته های رمضانی ۹۵,ع نوشته تبریک رمضان ۹۵

ادامه مطلب  

اخلاص  

درخواست حذف این مطلب
به نام خداکشتى در دريا میشکند. مسافر کشتى اسیر دست امواج وشان دريا مى‏شود، در آن نزدیکى نه کشتى دیگرى است که او را برهاند و نه شناگر توانائى است که نجاتش دهد. تمام درها را بسته مى‏بیند، بهیچ چیز و هیچ امیدى ندارد. در آن وقتى که در آب غوطه‏ور است، در آن موقع حساس، در آن لحظه خطرناک، در آن حال سراپا یأس و ناامیدى، تنها یک امید فطرى، یک تکیه‏گاه وجدانى در خود حس میکند، از اعماق قلبش، از زوایاى وجدان و باطنش یک نور امید زبانه میکشد، دلش بیک قدرت

ادامه مطلب  

دلتنگی  

درخواست حذف این مطلب
دلتنگ برق چشماي تو شدم، خیلی وقته که ندیدمتو این دلتنگی ، این دوری منو بیقرار کرده. من یه مردم که آرزوهاش با تو رنگ واقعیت میگیره، باتو خوشحال میشه، با تو ناراحت میشه، با تو میخنده و باتو گریه میکنه. من یه مردم که واسه همه قلب شیر داره و واسه تو قلب یه گنجضک ، اینقدر دلنازک که حتی با یه بی توجهی تو ، اون شیر میشه یه گنجشک

ادامه مطلب  

لعنت به من  

درخواست حذف این مطلب
لعنت به من که ساده دل ب ....لعنت به من که دردتو ندیدم لعنت به من که پای تو نموندم....لعنت به من که قلبتو ش دم رویای تو شده ج از من....همنفسم بیا بمون پیش من خودت میدونی که سهم ما نیست....ج و ب و ش تن چشماي من پر از اشک شب و روز....حق میدم بهت تو اتیش عشق من نسوز برو با مردی که تو رویاهاته....ولی بدون قلب منم باهاته رویای تو کابوس من....دلیل خنده هات حرف دل من میخوای بری ،برو کنار اون که....حرفاش دروغه گل تنهای من

ادامه مطلب  

ص ه مرگ  

درخواست حذف این مطلب
جایی میان زمین و آسمان گیر افتاده ام.تا سی چهل متر زیر پایم ص ه ای عظیم و عمودی است که به دريایی آروم و آبی می رسه.بالای سرم امتداد ص ه است که شیبش از 90 درجه گذشته و مثل طاقی بالای سرمه.به زور خودمو روی قسمت کوچک طاقچه مانندی از ص ه نگه داشته ام.دست و پام خسته شده و هر آن ممکنه سقوط کنم.ص ه ها و سنگ های تیزی که جا به جا از آب زدن بیرون ، باعث می شن حتی فکر شیرجه زدن توی دريا هم مو به تنم سیخ کنه.منظره روبروم بی نهایت زیبا و کارت پستالیه ، یه دريای آبی ع

ادامه مطلب  

شباویز  

درخواست حذف این مطلب
لب دريا، نسیم و آب و آهنگ،ش ته ناله های موج بر سنگ. مگر دريا دلی داند که ما را،چه توفان ها ست در این تنگ ! تب و ت ست در موسیقی آبکجا پنهان شده ست این روح بی تاب فرازش، شوق هستی، شور پرواز،فرودش : غم؛ سکوتش : مرگ ومرداب ! سپردم را بر کوهغریق بهت جنگل های انبوه غروب بیشه زارانم در افکندبه جنگل های بی پایان اندوه ! لب دريا، گل خورشید پ ر !به هر موجی، پری خونین شناور ! به کام خویش پیچاندند و بردند،مرا گرداب های سرد باور ! بخوان، ای مرغ مست بیشه دور،که ریز

ادامه مطلب  

فایزه حسین بیگی (دانشجوی علوم کامپیوتر)11  

درخواست حذف این مطلب
آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد، خود ماه است که او را پایبند می کند .ر ندرانات تاگور اگر انتظار و توقع نداشته باشی همه دوست تو اند . ر ندرانات تاگور خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند . ر ندرانات تاگور امید، نان روزانه آدمی است . ر ندرانات تاگور رنج هست، مرگ هست، اندوه ج هست،اما آرامش نیز هست، شادی هست، هست،خدا هست.زندگی، همچون رودی بزرگ، جاودانه روان است.زندگی همچون رودی بزرگ که به دريا می رود،دامان خدا را می جوید .خورشید هنوز ط

ادامه مطلب  

شب کنسرت ساحل  

درخواست حذف این مطلب
عشق من به غروب ... عشق من به دريا ... عشق به توست غروب و دريا که باشند تو هم هستی پاک وزلال در لای لای شه زخمی من حضور تو تجلی می کند آنقدر به خورشید و دريا خیره خواهم گشت تا حضورت را هم آوا با ظهورت دريابم اگر به سراغم آمدی کنار همان دريا... کنار همان غروب... چشمان بی فروغی را خواهی یافت که هنوز منتظرند یادت نرود... کنار همان دريا ...کنار همان غروب ... غروب 25تیر 95 کنسرت ساحلی با خواننده های پاپ ومازندرانی یک شب به ماندنی

ادامه مطلب  

باران  

درخواست حذف این مطلب
ادته یه روز بهم گفتی : هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون کهنکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهتت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چی ؟گفتی : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گریش می گیره ... گفتم : یهخواهش دارم . وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار . گفتی :به چشم ... حالا امروز من دارم گریه می کنم اما آسمون نمی باره ...تو هم اون دور دورا ایستادی و بهم می خندی

ادامه مطلب  

خداحافظ  

درخواست حذف این مطلب
خدا حافظ مدرسه این شعر هم به یاد خاطرات تلخ و شیرین خودم،طنین جون،سلنا جون ومهرنوش جونه امید وإرم خوشتون بیادباز باران با ترانه با گوهر هاى فراوان میخورد بر بام خانه یادم ارد روز باران گردش یک روز دیرین خوب و شیرین توى جنگل هاى گیلان کودکى دة سأله بودم شاد و م نرم و نازک چست و چابک با دو پاى ک نه میدو یدم هم چو اهو میپ از سر جو دور میگشتم ز خانه میشنیدم از پرنده از لب باد وزنده داستان هاى نهانی راز هاى زندکانى برق چون شمشیر بران میکرد ابر هارات

ادامه مطلب  

شعر چراغ راهنمایی  

درخواست حذف این مطلب
چراغ راهنماییم کنار این خیابونم توی خیابون شما سال های سال مهمونم چشماي من سبز و زرد و قرمزه گوشای من پر از صدای های و هوی صدای بوق و ترمزه وقتی که قرمزم به تو میگم ایست که حالا نوبتت نیست سبز که میشم به رنگ سبز برگها حالا میگم بفرما موقع ایست ماشینا یواش برو یواش بیا

ادامه مطلب  

الله نور السموات و الارض  

درخواست حذف این مطلب
وتعریف نور هو الظاهر بذاته و المظهر لغیره چیزی که به خودی خود پدیدار و پدیدار کننده ی غیر خود است. روشن بودن همه چیز عرضی است روشن بودن نور ذاتی است جهان نقاب است چشم وگوش وقلب وحجاب الازمانی که صاحبش درست از آن بهره ببرد شه ما بسان کوزه مرگ ش تن کوزه خداوند دريای بیکرانه واین دريا کی در کوزه بگنجد؟ کوزه باید بشکند رود شود جاری بپیوندد به دريا.

ادامه مطلب  

168- اینجا جایى براى نامه هاییست که گیرنده ندارد  

درخواست حذف این مطلب
حرفم را پس نگرفته ام ،زندگى ارزش دوست داشتن دارد. این نامه را مینویسم و به سمت تو میفرستمش که بیندازیش توى دريا میخواهم حداقل این نوشته ها حس رهایی را تجربه کنند،شاید یک روز آمدم جنوب و یک ساعت تمام تو را و دريا را سیر نگاه و برگشتم،شاید هم نه. دلم براى ساده گى تنگ شده بود،مثل بچگى ها که دلم آدامس سیاه میخواست و قیر آمد همه ى کوچه هاو پشت بامها را آدامسى کرد. دلم براى نوشتن نامه اى به ی که دور است..... مى بینى؟! همه ابزار دست هم شده ایم بى آنکه بدان

ادامه مطلب  

سمرقند وبخارا تن ایران زمین  

درخواست حذف این مطلب
استانهای 4 گانه پارسی زبان در ازب تان درسال 1390 ردیف نام استان گستردگی استان شمار باشندگان استان 1 بخارا 39,400 1,543,900 2 سمرقند 16,400 2,726,000 3 سرخان دريا(چغانیان ) 20,800 1,882,500 4 کاشکه دريا(ترمذ) 28,400 2,067,000 جمع 105,000 8,219,400

ادامه مطلب  

طنز تلخى  

درخواست حذف این مطلب
سایه سنگ بر آینه خورشید چرا؟خودمانیم، بگو این همه تردید چرا؟نیست چون چشم مرا تاب دمى خیره شدنطعن و تردید به سرچشمه خورشید چرا؟طنز تلخى است به خود تهمت هستى بستنآن که خندید چرا، آن که نخندید چرا؟طالع تیره ام از روز ازل روشن بودفال کولى به کفم خط خطا دید چرا؟من که دريا دريا غرق کف دستم بودحالیا حسرت یک قطره که خشکید چرا؟گفتم این عید به دیدار خودم هم برومدلم از دیدن این آینه ترسید چرا؟آمدم یک دم مهمان دل خود باشمناگهان سوگ شد این سور شب عید چرا

ادامه مطلب  

برای غواصان شهید  

درخواست حذف این مطلب
چه ی دست موج را بسته ست برای غواصان شهید_________________________-آتش افروخته ست در دل، مهرسر نهاده ست در گریبان ،ماهبه کدامین گناه کشته شدندخیلِ دريا دلان شیــــــدا،آه********چه ی دست موج را بسته ستدستِ طوفان ودستِ دريا راکه ش ته ست در شکوه ِعروج؟بالِ مرغانِ عرش پیما را**********صد وهفتاد وپنج دُرّ گرانچه ی چیده از دلِ اروندکی توان بست پای را البرز؟کی توان بست دست را الوند؟********صد وهفتاد وپنج شمعِ شرفصد وهفتاد وپنج پروانهصد وهفتاد وپنج باده ی نابصد وهفتاد

ادامه مطلب  

دل نوشته  

درخواست حذف این مطلب
سلام بر آشنای قدیمی قلبم ، آشنایی که با زندگی آشنایم کرد وبه او که ترانه دلنشین زندگی زیباست را در گوش دل و جانم کرد سلام بر او که عطر دل انگیز مهر و محبت را بر صورتم پاشید به او که نسیم مهربانیش بر پهن دشت قلبم وزید و دستان لطیفش بذر دوستی و عشق را در شوره زار دلم کاشت . سلام بر او که قلبش به وسعت دريا و به پاکی آسمان است . سلام بر او که چشمانش مظهر صفا و صمیمیت دستانش گویای مهر و عطوفت و قلبش آشیان همه خوبیهاست قلبی که خورشید گرمایش را از او وام گ

ادامه مطلب