دریا چشمای :: پانیذ


دریا  

درخواست حذف این مطلب
تو این شهر غریب یه مرد عجیب با چشماي سبزویه قلب مریض که دنیا شو رو پشتش گذاشت تمومه سختیارو به جونش ید یه چندسالی بودکه خنده نداشت چون هیچکی دیگه به فکرش نبود درودیوار خونشو ریخت بهم دیگه حرف نمی زدچون عشقش نبود *** تو قلب مریضش یه عشق غلیظ شاید میره آروم بگیره تو چشماي سبزش پرخاطراته شایدپیره دیگه گوشه گیره *** تو هر قدم جدا می شد از خاطرات اون خونه میون لحظه لحظه هاش می شدهمش یه دیونه می گفت که تنهاکه میشه به ع اون خیره میشه یه خنده گوشه ی لبش ا

ادامه مطلب  

دریا  

درخواست حذف این مطلب
تو ایטּ شهر غریب یـہ مرد عجیب با چشماي ωـبزویـہ قلب مریض ڪـہ دنیا شو رو پشتش گذاشت تمومـہ ωـختیارو بـہ جونش ید یـہ چندωـالی بودڪـہ خندہ نداشت چوטּ هیچڪی دیگـہ بـہ فڪرش نبود درودیوار خونشو ریخت بهم دیگـہ حرف نمی زدچوטּ عشقش نبود *** تو قلب مریضش یـہ عشق غلیظ شاید میرہ آروم بگیرہ تو چشماي ωـبزش پرخاطراتـہ شایدپیرہ دیگـہ گوشـہ گیرہ *** تو هر قدم جدا مے شد از خاطرات اوטּ خونـہ میوטּ لحظـہ لحظـہ هاش مے شدهمش یـہ دیونـہ مے گفت ڪـہ تنهاڪـہ میشـہ بـہ

ادامه مطلب  

دریا  

درخواست حذف این مطلب
تو ایטּ شهر غریب یـہ مرد عجیب با چشماي ωـبزویـہ قلب مریض ڪـہ دنیا شو رو پشتش گذاشت تمومـہ ωـختیارو بـہ جونش ید یـہ چندωـالی بودڪـہ خندہ نداشت چوטּ هیچڪی دیگـہ بـہ فڪرش نبود درودیوار خونشو ریخت بهم دیگـہ حرف نمی زدچوטּ عشقش نبود *** تو قلب مریضش یـہ عشق غلیظ شاید میرہ آروم بگیرہ تو چشماي ωـبزش پرخاطراتـہ شایدپیرہ دیگـہ گوشـہ گیرہ *** تو هر قدم جدا مے شد از خاطرات اوטּ خونـہ میوטּ لحظـہ لحظـہ هاش مے شدهمش یـہ دیونـہ مے گفت ڪـہ تنهاڪـہ میشـہ بـہ

ادامه مطلب  

قصه ماهی سیاه کوچلو تو دریا  

درخواست حذف این مطلب
دختری بود تو قصمون که خواب دريا رو می دید با قایق سفید می رفت یه ماهی کوچیک و دید ماهی اومد روی آب به دختر ک گفت می دونی منم همون ماهی سیاه تو قصه هاتون می خونی وقتی که رد شدم از اون رودخونه های خستگی گذشتم از نهر بزرگ رفتم یه سمت زندگی برای جنگیدن با همیشگی ها تو مسیر یه عمر دارم و می رم و .... اما همیشه می شه دیر بزرگی دريا کجا رنگین کمون رودخونه رنگی چشماي زمین ی اینو نمی دونه زمین ما می چرخه و می چرخه لالایی می گه دختر خوب کجامی ری تموم دنیا تو دل

ادامه مطلب  

مریم حیدر زاده  

درخواست حذف این مطلب
اگه تو از پیشم بری سر به بیابون می ذارم هر چی گل شقایقه رو خاک مجنون می ذارم اگه تو از پیشم بری من خودم و گم می کنم به عمر تو رو شرمنده حرفای مردم می کنم اگه تو از پیشم بری دل رو به دريا می زنم غرور خورشید و با برف آرزوها می شکنم اگه تو از پیشم بری کار من آوارگیه خلاصه شو واست بگم که آ زندگیه اگه بری شکایت تو رو به دريا میکنم شقایقای عالم و من بی تو رسوا میکنم اگه تو از پیشم بری زندگی خا تریه فرداش یکی خبر می ده دلت پیش دیگریه اگه تو از پیشم بری شمعدو

ادامه مطلب  

sea and me  

درخواست حذف این مطلب
دريا و من چه قدر شبیهیم گرچه باز من سخت بیقرارم و او بیقرار نیست با او چه خوب می شود از حال خویش گفت دريا که از اهالی این روزگارنیست امشب ولی هوای جنون موج میزند دريا سرش به هیچ سری سازگار نیست ای کاش از تو هیچ نمی گفتمش ببین دريا هم اینچنین که منم بردبار نیست

ادامه مطلب  

sea and me  

درخواست حذف این مطلب
دريا و من چه قدر شبیهیم گرچه باز من سخت بیقرارم و او بیقرار نیست با او چه خوب می شود از حال خویش گفت دريا که از اهالی این روزگارنیست امشب ولی هوای جنون موج میزند دريا سرش به هیچ سری سازگار نیست ای کاش از تو هیچ نمی گفتمش ببین دريا هم اینچنین که منم بردبار نیست

ادامه مطلب  

دریا  

درخواست حذف این مطلب
من عاشق دريا بودم که دل به بارون سپردم نمیدونم این بارون همون بارونیه که منو به دريا میریزه یا نه دريا خودت بگو... ... دلم برا محرم تنگ شده برا رها شدن برا نخواستن چیزایی که مال من نیست برای راضی بودن به هرچی که صلاحه برای دل سپردن به موجای دريا و زیبا شدن دريا دیگه نمیتونم دوریتو تحمل کنم بیا منو با خودت ببر ببر به همون جاییکه خورشید ازون میتابه

ادامه مطلب  

برباد رفته  

درخواست حذف این مطلب
به عشقی که رفت و نشد و قسمت نبود و ازاین حرفا.که ازش فقط خاطراتش مونده و خیالات و سرگیجه و چشماي تر .هرکی که مارو میشناخت و میبینه حسودی میکنه... اگه این عشق به وصال میرسید فکر کنم .چشم حسودا میترکید.سردرد های این شبا .چشماي پراز کاسه ی خون امونمو بریده.

ادامه مطلب  

سفر!!  

درخواست حذف این مطلب
دريا، امروز باهاش جنگیدم. ایستادم جلوش و مقاومت ، گذاشتم بیاد هولم بده زی امو خالی کنه و دلمو خالی تر اما بازم ایستادم و به ته تهش نگاه و فکر میشه واقعا باهاش جنگید؟ بعد کمی هم به غرق شدن فکر ... غرق شدن تو دريا هم نوعی مرگه ... باید به زندگی فکر کرد میدونم!! **** نونی که صبح گفتم چون بدموقع بود نون پخت نمی ، حسرتش موند رو دلمون اما فردا صبح زود بیدارمیشیم . **** دیدن شالیزار، پیاده روی تو روستا و بعدتر دريا و قدم زدن حال آدمو جا میاره جالب اینه که امروز

ادامه مطلب  

بی رویایت سخت است...  

درخواست حذف این مطلب
آرزوی شمال رفتنمان را یادت هست؟ همان که رویای همیشگیم بود؟ قدم زدن روی شن های ساحل... خیره شدن به تو همزمان با صدای موج ها... دستت را گرفتن، رفتن یک جای دور وسط یک جنگل سبز،سرد، بی انتها... تنها تنها تنها نبودی اما رویایت همیشه با من بود کوه،جنگل،دريا،همیشه، همه جا اما حالا دريا،باران... بی رویایت سخت است، سخت...

ادامه مطلب  

ضمیر زبان  

درخواست حذف این مطلب
اکنون برآ، اکنون از این راه که به راهِ رهایی آمده ای هزاره ی گیج را به گهواره ی آسمان بسپار. با سُرنای صبح بر جبین جهان برآ، ترکه بر دُهلِ دريا بزن! گوش کن ای حضور سرانجام این گریسته ی بی پناه کلمات کهنسالِ خود را به دريا خواهد رساند. پس برآ ای باغ، ای شیئی الحیاتِ دلیل! تو ... ضمیر زبان منی از این راه که رهایی آدمی ست

ادامه مطلب  

دریای ماهی  

درخواست حذف این مطلب
سلام آدم روی زمین یک لحظه فقط یک لحظه صیاد شو، میخواهیم ماهی از دريا بگیریم، میخواهیم فقط یک آزمایش ساده را تجربه کنیم، تجربه آدم ماهی را از دريا بگیر به خشکی ببرش، ببین ماهی چطور در خشکی غرق شد، ماهی جانش به دريا بود، ماهی کوچک دريا بزرگ، حالا ماهی را به همان دريای بزرگش برگردان، ماهی غرق در خشکی شد..ماهی راه برگشتی از دريا نداشت..... ماهی ترس از صیاد نداشت چون دريا را داشت، دريا بزرگتر از این حرفها بود که ماهی به صیاد بین د قصه دريا و ماهی بیشت

ادامه مطلب  

تعبیرخواب  

درخواست حذف این مطلب
دیدن ماهی در خواب خوب است بخصوص که ماهی در آبی زلال و شفاف شنا کند. اگر در خواب ببینید که در کنار حوض یا آبگیر یا دريا یا رودخانه ای هستید و در آن آب پر از ماهی است که در حال شنا تعبیر خواب خیلی خوب است و نشان از آینده ای روشن می دهد به شرطی که آب روشن و شفاف و زلال باشد تعبیر خواب ماهی قرمز و سرخ فر و شکوه است. تعبیر خواب ماهی از دید یوسف نبی ع دیدن ماهی در خواب ، روزی است تعبیر خواب ماهی از دید آنلی بیتون ت عبیر خواب دیدن ماهی در آب پاکیزه این است ک

ادامه مطلب  

چرا اینقدر؟  

درخواست حذف این مطلب
یه بار ازم پرسید من چرا اینقدر تورو دوستت دارم؟! تعجب ،این دیگه چه سوالی بود! دوست داشتن مگه چرا داره؟! اما حالا میفهمم که چیزی که مورد سوال بوده دوست داشتن نبود، اینقدر بود! من بابامو خیلی دوست دارم،طبیعتا مثل همه ی دخترا و خب مثه همه دخترا از نگاه به چهره بابام حس انرژی میگیرم و ذوق میکنم! چشماي بابای من کوچیکن ،اما برام دوست داشتنی ترین چشماي دنیان و تا به حال برای خوندن چشماي هیچ یک دهم تلاشم برای خوندن چشماي بابام رو هم به ج ندادم امشب وقت

ادامه مطلب  

باید پارو نزد وا داد , باید دل رو به دریا داد  

درخواست حذف این مطلب
دل ما رفته مهمانی , به یک دريای طوفانی باید پارو نزد وا داد , باید دل رو به دريا داد دل ما رفته مهمانی , به یک دريای طوفانی باید پارو نزد وا داد , باید دل رو به دريا داد ی اومد که حرف عشقو با ما زد دل ترسوی ما هم دل به دريا زد چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست یه عمری راهه و در قدرت ما نیست دل ما رفته مهمانی , به یک دريای طوفانی باید پارو نزد وا داد , باید دل رو به دريا داد به امیدی که این دريا فقط شاه ماهی داره به عشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره به امیدی که

ادامه مطلب  

دریا  

درخواست حذف این مطلب
بچه ها برام دعا کنید توی مسابقه ایی که شرکت اول بشم مسابقه در مورد دريا بود من یه داستان همراه با نقاشی فرستادم که اسم داستان: عروسی پسر سنگسر با دختر حلوا سفید و یه قاب با صدف های دريا درست یعنی پدرم دراومد یک ماه گیرش بودم هی برو دريا صدف جمع کن یعنی مردم تا صدف های مثل هم پیدا کنم دعا کنید جایزه هاش : سفر دريایی به جزایر ایران ، سفر زیارتی ، لپ تاپ ، تبلت ، سکه بهار

ادامه مطلب  

مینگروم ده چشمای تو دنیای دیگر پاتو  

درخواست حذف این مطلب
این دمبوره نواخته ی داوود سرخوش را یک بار دیگر به خاطر دلم و احساسم در این جا نشر می کنم: این آهنگ از یک سو روایتگر یک فرهنگ است و از سوی بیانگر یک احساس هر دویش قشنگ و برایم خیلی جالب است! آوازی تو پیچیده ده کوه و کمر پاتو یادی تو مرا یاره هنگام خطر پاتو مینگروم ده چشماي تو دنیای دیگر پاتو نقلای تو ده گوش دل آهنگ ظفر پاتو ت ده به رخسارت اینگار سحر پاتو شیو موشه که می خندی مون شکر پاتو یک باغ شگوفه شاد شیتی لب جوی مانند به یک طرح بهشت لب جوی یادی دل

ادامه مطلب  

داستانک  

درخواست حذف این مطلب
مردی در کنار ساحل دور افتاده ای قدم میزد ‏.‏ مردی را دید که به طور مداوم خم می شود و صدف ها را از روی زمین بر می دارد وداخل اقیانوس پرت می کند دلیل آن کار را پرسید و او گفت:‏" الان موقع مد درياست و دريا این صدف ها را به ساحل آورده است و اگر آن ها را توی آب نیندازم از کمبود ا یژن خواهند مرد .‏ مرد خنده ای کرد وگفت ‏:‏ ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد ‏.‏ تو که نمی توانی همه آن ها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند وتازه همین یک ساحل نیست

ادامه مطلب  

مقاله فرش موج دریا و پایگاه فرش درخلیج فارس  

درخواست حذف این مطلب
مقاله فرش موج دريا و پایگاه فرش درخلیج فارس نوع مقاله:پژوهشی هدف مقاله:شناخت فرش موج دريا و ایجاد تمهیدات لازم برای پایگاه تجاری فرش در خلیج فارس سازمان مرتبط:مرکز توسعه تجارت کیش نوع اقدام:سخنرانی در همایش فرش،کیش،1382 فرش موج دريا و پایگاه فرش درخلیج فارس لینک دريافت

ادامه مطلب  

حرفهاى ساده و صریح یک نجات غریق...  

درخواست حذف این مطلب
«زیر پایت که خالى شد، کشیده مى شوى پایین و اگر دريا موج هم داشته باشد، اصلا اگر قهرمان شناى است ها هم باشى، حریف دريا که نمى شوى! شنا در دريا با شنا در است خیلى متفاوت است. ولى نمى دانیم چرا مردم این را باور نمى کنند. مثلا اگر بگوییم هوا طوفانى است و نمى توانید شنا کنید، مى روند دورتر از چشم ما، بیرون از پلاژ وارد دريا مى شوند! انگار ما براى خودمان مى گوییم!» این حرفهاى ساده و صریح یک نجات غریق شمالى است.

ادامه مطلب  

پسر ماهی گیر  

درخواست حذف این مطلب
ماهی گیر ، به آرامی تور ماهیگیری را بر آبهای نیلگون دريا پهن کرد و به انتظار نشست.دريا آرام بود و حتی صدای مرغان دريایی ، آرامش آن را برهم نمی زد. چشمان جستجوگر پسر ماهیگیر، به دقت آبهای اطراف قایق را می کاوید او برای اولین بار به همراه پدر برای صید ماهی به دريا آمده بود. امواج آرام دريا ، قایق را به آهستگی تکان می داد و نسیمی خنک بر چهره ی ماهیگیر و پسرش می وزید. پسر منتظر بود تا از پدرش فنون ماهیگیری بیاموزد ، اما پدر قبل ازهرچیز ، نکته ای مهم ر

ادامه مطلب  

ش ت قهرمان  

درخواست حذف این مطلب
چقدر ش ت خوردن مس ه اس...مخصوصا وقتی احساس شوکه شدن از د شدنت رو تو چشماي بقیه ببینی! چقدر بده همه بهت ایمان داشته باشن!اما نشه... چقدر رنج آوره...چقدر بده وقتی میگی باز تلاش میکنم احساس ناامیدی تو چشماي بقیه ببینی!! چقدر بده باید فکر دل بقیه هم باشی... بقیه ای که براشون مهمی چه قهرمان المپیک باشی!چه یه دانش آموز کنکوری...چه ....

ادامه مطلب  

یه روزی میاد  

درخواست حذف این مطلب
در من کوچه ایست که باتو در آن نگشته ام... سفری ست که باتو هنوز نرفته ام روزها و ی ست که با تو به سر نکرده ام ... و عاشقانه هاییست که باتو هنوز نگفته ام... #افشین_یداللهی یه روزی این شبایی که با چشماي خیس قلبی که درد گرفته میخوابم تموم میشه یا شاید من تموم شم ...

ادامه مطلب  

گهی زین به پشت گهی به پشت  

درخواست حذف این مطلب
مرد ماهیگیر زودتر از همیشه از کلبه اش بیرون آمد تا به دريا برود. هوا گرگ و میش بود و دريا آرام! به ساحل که رسید یک تکه کیک دید که خیلی عجیب بود. مرد نگاهی به اطراف انداخت و پس از آنکه مطمئن شد ی نیست آن را برداشت و یک گاز زد..هنوز مزه اش را نچشیده بود که سوزشی در دهانش احساس کرد..انگار چیزی در لثه اش فرو رفته بود. ناگهان چیزی از میان دريا که قلابش به لثه ی مرد گیر کرده بود او را کشان کشان به داخل دريا کشید! منبع: http://hdmmsr.

ادامه مطلب  

نیمه شب  

درخواست حذف این مطلب
ی آمد که حرف عشقو با ما زد ! دل ترسوی ما هم دل به دريا زد ! به یک دريای طوفانی دل ما رفته مهمانی … چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست … یه عمری راهه و در قدرت ما نیست … باید پارو نزد وا داد ! باید دل رو به دريا داد ! خودش می بردت هر جا دلش خواست … به هر جا برد بدون ساحل همونجاست … به امیدی که ساحل داره این دريا ! به امیدی که آروم میشه تا فردا ! به امیدی که این دريا فقط شاه ماهی داره ! به عشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره ! دل ما رفته مهمانی به یک دريای طوفانی …

ادامه مطلب  

حلول ماه مبارک رمضان بر شما مبارک باد  

درخواست حذف این مطلب
برهر نفست اشاره دارد رمضان بر عشق و عطش نظاره دارد رمضان در ظلمت بی کرانه شبهامان دريا دريا ستاره دارد رمضان ماه ضیافت الهی مبارک باد ماس دعا ع نوشته های رمضانی ۹۵,ع نوشته تبریک رمضان ۹۵

ادامه مطلب  

دریا و مرد ماهیگیر  

درخواست حذف این مطلب
صبح زود رفتم کنار ساحل... دريا کمی طوفانی بود مرد ماهیگیر درحال تور انداختن توی آب بود دعا دست خالی از آب بیرون نیاد ولی مثل این که دعای من عجابت نشد اون چند ساعتی که کنار ساحل بودم شاهد تلاش مرد ماهیگیر بودم .تلاش برای گرفتن ماهی از آب رودخونه منتهی به دريا ....

ادامه مطلب  

برداشت دیگران..  

درخواست حذف این مطلب
کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بود، روی ساحل نوشت: دريا است. مردی که از دريا ماهی گرفته بود، روی ساحل نوشت: دريا سخاوتمندترین سفره هستی است. موج دريا آمد و جملات را با خود محو کرد و این پیام را به جا گذاشت: برداشت دیگران در مورد خود را در وسعت خویش حل کنیم.

ادامه مطلب  

ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم-محمد علی بهمنی  

درخواست حذف این مطلب
خوش به حال من و دريا و غروب و خورشید و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست چه سروقت مرا هم به سر وعده کشید به کف و ماسه که نایاب ترین مرجان ها تپش تب زده نبض مرا می فهمید آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد مثل خورشید که خود را به دل من بخشید ما به اندازه هم سهم ز دريا بردیم هیچ مثل تو و من به تفاهم نرسید خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید من که حتی پی پژواک خودم می گردم آ ین ام را همه شهر

ادامه مطلب