داستان آموزنده  

درخواست حذف این مطلب
*میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و براي مداواي چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده می بیند.* *وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد کرد که مدتي به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند. پس از بازگشت از نزد راهب، او به تمام مستخدمین خود دس

ادامه مطلب  

داستان زیبا  

درخواست حذف این مطلب
میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و براي مداواي چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده می بیند.* *وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد کرد که مدتي به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند. پس از بازگشت از نزد راهب، او به تمام مستخدمین خود دست

ادامه مطلب  

داستان  

درخواست حذف این مطلب
درست بی ش... راحت زندگی کن... می گویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی می کرد که از درد چشم خواب به چشم نداشت و براي مداواي چشم دردش انواع قرص ها و آمپول ها را به خود تزریق کرده بود، اما نتیجة چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاورة فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد، خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده می بیند. وی به راهب مراجعه می کند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد که مدتي به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند. وی پس از بازگشت از نزد

ادامه مطلب  

تغییر نگرش – چشم درد و پیشنهاد راهب فقط رنگ سبز  

درخواست حذف این مطلب
می گویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی می کرد که از درد چشم خواب به چشم نداشت و براي مداواي چشم دردش، انواع قرصها و آمپولها را به خود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده می بیند. وی به راهب مراجعه می کند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد کرد که مدتي به هیچ رنگی به جز رنگ سبز نگاه نکند. وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خ

ادامه مطلب  

چشم انداز زندگی  

درخواست حذف این مطلب
حکایت : چشم درد و راهب (نگرش درست به زندگی) در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی می کرد که از درد چشم خواب به چشم نداشت و براي مداواي چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده می بیند. به راهب مراجعه می کند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد می دهد که … مدتي به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند. او پس از بازگشت از

ادامه مطلب  

موثرترین روش  

درخواست حذف این مطلب
تغيير نگرش !میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و براي مداواي چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود.وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند.وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد کرد .... که مدتي به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند.وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدم

ادامه مطلب  

تغییر دنیا -تغییر نگرش  

درخواست حذف این مطلب
در ژاپن مرد میلیونری براي درد چشمانش درمانی پیدا نمیکرد…بعد از ناامید شدن از اطباء پیش راهبی رفت…راهب به او پیشنهاد کرد به غیر از رنگ سبز به رنگ دیگری نگاه نکند…وی پس از بازگشت دستور ید چندین بشکه رنگ سبز را داد وتمام خانه را رنگ سبز زدند؛همه لباسهایشان را،وسایل خانه و حتی ماشینشان را به رنگ سبز تغيير دادند…و چشمان او خوب شد…تا اینکه روزی مرد میلیونر راهب را براي تشکر به منزلش دعوت کرد…زمانیکه راهب به محضر میلیونر میرسد جویای حال وی می

ادامه مطلب  

دیر راهب - آیت الله آیتی بیرجندی(ره)  

درخواست حذف این مطلب
دیر راهب بامدادان گام بنهاده به راه سوی دیر راهب آن بی دین کاروان پهلوی دیر آمد فرود وان سر اَطهر به روی نیزه بود چشم راهب تا بر آن سر اوفتاد چشم او بر مهر انور اوفتاد غرق حیرت بود و از سر رفته هوش محو اندر طلعت [1] و روی نکوش [1] - طلعت : رویت – روی.

ادامه مطلب  

نگاهتان زیبا  

درخواست حذف این مطلب
مرد میلیونری براي درد چشمش درمانی پیدا نمیکرد، بعداز ناامید شدن ازاطباء پیش راهبی رفت. راهب به او پیشنهاد کرد به غیر از رنگ سبز به رنگ دیگری نگاه نکند. وی پس ازبازگشت دستور ید چندین بشکه رنگ سبز را داد و همه خانه را رنگ سبز زدند، همه لباسهایشان و وسایل خانه و حتی ماشینشان رابه رنگ سبز تغيير دادند و نهایتاً چشمان او خوب شد. تا اینکه روزی مرد میلیونر راهب را براي تشکر به منزلش دعوت کرد، راهب دعوتش را قبول میکند و از وی جویای حالش میشود. مرد میلیو

ادامه مطلب  

عیدتون مبارک!!!!  

درخواست حذف این مطلب
دوستان خوبم سلام!!!! عیدتون مبارکک!!!!ایشالا سال پر خیر و برکت داشته باشید. ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی چو گل گر ده ای داری خدا را صرف ع کن که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعلست که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی به گ ار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی... عید نوروز یکی از مراسمای قشنگ ما ایرونیاس ولی در حقیقت روزی نو است که انسان هم نو شد

ادامه مطلب  

تکی جواب نمیده  

درخواست حذف این مطلب
زن کشاورزی بیمار شد، کشاورز به سراغ یک راهب بو رفت و از او خواست براي همسرش دعا کند . راهب دست به دعا بر داشت و از خدا خواست همه بیماران را شفا بخشد. ناگهان کشاورز دعای او را قطع کرد و گفت : " صبر کنید ! از شما خواستم براي همسرم دعا کنید و شما دارید براي همه بیماران دعا می کنید ! " راهب گفت : " من دارم براي همسرت دعا می کنم ..." کشاورز گفت : اما براي همه دعا کردید با این دعا ، ممکن است حال همسایه ام که مریض است ، خوب بشود و من اصلا از او خوشم نمی اید. راهب گف

ادامه مطلب  

داستانک : تغییر دنیا  

درخواست حذف این مطلب
برترین ها: میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و براي مداواي چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند.

ادامه مطلب  

کهن سال ترین راهب دنیا، 110 ساله شد + ع  

درخواست حذف این مطلب
"پلتی" نخستین راهب ایتالیا، که شاهد جنگ جهانی اول و دوم بود، 110 ساله شد.

ادامه مطلب  

حکایت+چراپروردگارت راعبادت نمیکنی؟  

درخواست حذف این مطلب
هنگامی که در آفریقای غربی جنگ واقع شد، عده زیادی در این جنگ کشته شدند. پس از پایان جنگ، راهبی که در آن نواحی بود از صومعه خویش بیرون آمد و چشمش به مردی افتاد که مانند مرده ای بر روی زمین خو ده است. نزدیک او رفت، پس از دقت زیاد او را زنده یافت و با زحمت فراوان به صومعه خودش منتقل کرد. مدتي به معالجه او اشتغال داشت تا اینکه بهبودی حاصل نمود. راهب در مدت معالجه، بنا به عادت خود و رسوم مذهبی، شبانه روز را به و دعا و مناجات می گذرانید ولی سرباز مجروح پس

ادامه مطلب  

نجات توسط ناشناس  

درخواست حذف این مطلب
جوزف آیگنر یک نقاش مشهور اتریشی که در قرن ۱۹ زندگی می کرده چندین بار اقدام به خودکشی کرد . ابتدا در سن ۱۸ سالگی با طناب از یک درخت خودش را حلق آویز کرد اما توسط یک راهب ناشناس نجات داده شد. دوباره در سن ۲۲ سالگی اقدام به خودکشی نمود اما دوباره توسط همان راهب نجات داده شد هشت سال بعد به منظور مجازات توسط دادگاه محکوم به دار شد و این بار هم همان راهب ناشناس او را آزاد کرد و بالا ه در سن ۶۸ سالگی آیگنر موفق شد با شلیک اسلحه به زندگی اش خاتمه دهد و این

ادامه مطلب  

راهب سیاهپوش - دشمنان  

درخواست حذف این مطلب
راهب سیاهپوش آنتوان چخوف آدمها همانگونه که هستند زیبایند ، نباید تغييرشان داد چون زشت می شوند .

ادامه مطلب  

ثروت  

درخواست حذف این مطلب
مردی ثروتمندترین فرد شهر بود، اما زندگی شادی نداشت. همۀ خویشاوندان و دوستانش از او قرض گرفته، اما هرگز پس نداده بودند. او از این موضوع خیلی غمگین بود.   تا این که روزی یک راهب پیر پس از سفری طولانی به خانۀ او رسید. مرد ثروتمند حکایت رنج و ناراحتی اش را به راهب پیر گفت. راهب لبخندی زده و گفت: من رازی را در معبدی در بالای کوه گذاشته ام. آیا مایل هستی براي گرفتن آن با من بیایی؟ اما باید بدانی که راه خیلی دور است و باید هزینه و توشۀ کافی براي سفر

ادامه مطلب  

هتل مهین سرای راهب کاشان  

درخواست حذف این مطلب
هتل مهین سرای راهب کاشانقبل از دیدن تصاویر زیر به سایت های زیبای زیر نیز سری بزنید www.takcarpet. www.takcarpet.ir روی یکی از سایت های بالا دیدن نمایید تا زیباترین و نفیس ترین کالا را جهت دکوراسیون خانه ببینیداقامتگاه تاریخی مهین سرای راهب کاشان در محله درب باغ کاشان که قدمت آن به اواسط عصر قاجار مربوط می شود از جمله خا نه های قدیمی شهر کاشان استهتل مهین سرای راهب کاشان با ترکیبی از امکانات روز دنيا با فضای تاریخی، اقامتی بسیار دلنشین و همچنین نزدیک بودن

ادامه مطلب  

جشنواره دیدنی سه روزه راهبان تازه کار در تایلند  

درخواست حذف این مطلب
جشنواره سه روزه که در میان مردم در جنوب شرقی آسیا برگزار می شود مراسمی براي پسرانی است که تازه می خواهند راهب شوند. در این دوره سه روزه پسران از یک سری آداب و رسوم مختلف که آن ها را براي زندگی جدیدشان به عنوان راهب آماده می کند، عبور می کنند. به پسران لباس های زیبا و مزینی همراه با آرایش غلیظ پوشانده می شود تا براي اولین بار در معرض عموم از پدر و مادر خود براي هر اشتباهی که در زندگیشان مرتکب شده اند عذرخواهی کنند. سپس هر پسر روی شانه یکی از اعضای

ادامه مطلب  

تغییر دنیا  

درخواست حذف این مطلب
بر سر مزار کشیشی نوشته شده است : کودک که بودم می خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر که شدم متوجه شدم دنيا خیلی بزرگ است من باید کشورم را تغيير دهم . بعد ها کشورم را هم بزر گ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغيير دهم. در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم، شاید می توانستم دنيا را هم تغيير دهم !!!!

ادامه مطلب  

تغییر دنیا  

درخواست حذف این مطلب
بر سر مزار کشیشی نوشته شده است : کودک که بودم می خواستم دنيا را تغيير دهم! بزرگتر که شدم متوجه شدم دنيا خیلی بزرگ است من باید کشورم را تغيير دهم! بعد ها کشورم را هم بزر گ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغيير دهم! در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم! اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم، شاید می توانستم دنيا را هم تغيير دهم !!!!

ادامه مطلب  

تغییر دنیا  

درخواست حذف این مطلب
بر سر مزار کشیشی نوشته شده است : کودک که بودم می خواستم دنيا را تغيير دهم! بزرگتر که شدم متوجه شدم دنيا خیلی بزرگ است من باید کشورم را تغيير دهم! بعد ها کشورم را هم بزر گ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغيير دهم! در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم! اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم، شاید می توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!!!

ادامه مطلب  

تغییر دنیا  

درخواست حذف این مطلب
بر سر مزار کشیشی نوشته شده است : کودک که بودم می خواستم دنيا را تغيير دهم! بزرگتر که شدم متوجه شدم دنيا خیلی بزرگ است من باید کشورم را تغيير دهم! بعد ها کشورم را هم بزر گ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغيير دهم! در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم! اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم، شاید می توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!!!

ادامه مطلب  

خودمومیایی شدن شگفت انگیز راهبان بو  

درخواست حذف این مطلب
این طور که به نظر می رسید مومیایی راهب بو در حال حرکت در گوشه و کنار موزه بوده است. وقتی نگهبانان درهای موزه را باز د، مومیایی راهب بو را در محفظه شیشه ای خود یافتند، هیچ حرکتی در کار نبود.

ادامه مطلب  

داستان راهب قنسرین و سر مقدس حسین(ع)  

درخواست حذف این مطلب
داستان راهب قنسرین و سر مقدس حسین(ع) نطنزی در الخصائص گوید: چون سر حسین(ع) را در منزلگاهی به نام قنسرین فرود آوردند، راهبی از صومعه‏اش به سر نگاه کرد و دید که نوری از دهانش بیرون می‏آید و به آسمان بالا می‏رود! او ده هزار درهم آورد و سر را گرفت و به صومعه‏اش برد. آن گاه صدای ناشناسی را شنید که می‏گفت: «خوشا به ح ! و خوشا به حال ی که حرمت او را بشناسد!» راهب سر بلند کرد و گفت: پروردگارا تو را به حق عیسی، امر فرما تا این سر با من سخن بگوید. آن گاه سر به

ادامه مطلب  

دیر راهب - سید رضا مؤیّد  

درخواست حذف این مطلب
دیر راهب ای جمال ملکوتی [1] که چنین زیبایی تو مه چارده ، یا مهر جهان آرایی؟ ای مه منخسف آیا ز شبستان که ای؟ کامشب از مهر و وفا شاهد [2] بزم مایی! پر زند موج ملک تا به فلک از درِ دِیر از پی عرض سلام تو ؛ مگر عیسایی؟ [1] - ملکوتی : منسوب به ملکوت : عالم فرشتگان؛ عالم غیب. [2] - شاهد : زیبا رو.

ادامه مطلب  

گفت وگوی راهب با سر حسین(ع)  

درخواست حذف این مطلب
هنگامی که سر مبارک حسین(ع) را وارد قنسرین (یکی از منازل شام) د، راهبی از داخل صومعه خود متوجه سر مقدس حضرت شد و دید نوری از دهان مبارک سر سیدال ء(ع) خارج می شود و به طرف آسمان بالا می رود. راهب در ازای مبلغ ده هزار درهم سر مبارک را از مأموران گرفت و داخل صومعه شد. در این هنگام ص که صاحب آن دیده نمی شد به گوشش رسید که گفت: خوشا به حال تو ای راهب، خوشا به حال ی که به حرمت صاحب این سرآگاه باشد و مقام و منزلت آن را بشناسد. راهب با شنیدن این کلمات، سر خود را

ادامه مطلب  

راهب بو که تبدیل به یک مجسمه طلا و زیارتگاه شد!  

درخواست حذف این مطلب
«فو هو» یک راهب بو بسیار مورد احترام در چین بود که چهار سال پس از مرگش به یک مجسمه طلایی زیبا تبدیل شد و از این جهت بیشترین افتخار و احترام را دریافت کرد. برترین ها: «فو هو» یک راهب بو بسیار مورد احترام در چین بود که چهار سال پس از مرگش به یک مجسمه طلایی زیبا تبدیل شد و از این جهت بیشترین افتخار و احترام را دریافت کرد. او بیشتر عمر خود را در معبد «چونگفو» در جنوب شرقی چین خدمت کرده بود، معبد تصمیم گرفت فوهو و از فداکاریش نسبت به بودیسم را با تبدیل

ادامه مطلب  

مهارت های نه  

درخواست حذف این مطلب
زن نمی دانست که چه د ؟ خلق و خوی شوهرش او را به تنگ آورده بود ، همیشه می گفت و می خندید ، با بچه ها خوش و بش می کرد ولی مدتي بود با کوچکترین مسئله عصبانی می شد و داد و فریاد می کرد !!! زن روزی به نزد راهبی رفت تا از او کمک بگیرد ، او در کوهستان زندگی می کرد ، زن از راهب معجونی خواست تا شاید چاره ای کارش شود ! راهب نگاهی به زن کرد و گفت : چاره ی کار تو در یک تار مو از سبیل ببر کوهستان است !. ببر کوهستان !! آن حیوان بسیار وحشی است !! و هر وقت تار مویی از سبیل بب

ادامه مطلب  

کرامتی از عسکری(علیه السلام)  

درخواست حذف این مطلب
در سامرّا، قحطی آمد.مردم سه روز دعا د امّا باران نیامد.روز چهارم جاثلیق، بزرگِ اسقفان ی همراه یان به صحرا رفت و دعا د و باران آمد.برخی از مسلمانان به یّت تمایل پیدا د.خلیفه عبّاسی به عسکری(علیه السّلام) که در زندان بود گفت: امّت جدّت رسول الله (صلی الله علیه و آله) را دریاب که هلاک شدند.روز بعد مردم آمدند و منتظر دعای راهبان ی شدند. یکی از راهبان نصرانی همین که دست ها را بلند کرد که دعا کند، به بعضی از خدمت گزاران خود فرمود: دست راست راهب را بگیری

ادامه مطلب