وقتی گاهی :: پانیذ


گاهی....  

درخواست حذف این مطلب
گاهي گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهي نمیشود که نمیشود که نمیشود گاهي بساط عیش خودش جور میشود گاهي دگر تهیه بدستور میشود گه جور میشود خود آن بی مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور میشود گاهي هزار دوره دعا بی اجابت است گاهي نگفته قرعه به نام تو میشود گاهي گدای گ و بخت با تو یار نیست گاهي تمام شهر گدای تو میشود گاهي برای خنده دلم تنگ میشود گاهي دلم تراشه ای از سنگ میشود گاهي تمام آبی این آسمان ما یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود گاهي نفس به تیزی شمشیر میش

ادامه مطلب  

یه حال بغض آلود...  

درخواست حذف این مطلب
گاهي دلت اونقدر میگیره که حس میکنی داره انتقام یه دنیا بغض و حسرت رو ازت میگیره... گاهي ح اونقدر ابه که به دست هیچ متخصص فنی درست نمیشه... گاهي دلت میخواد سیگاری بودی یا قلیونی یا هرچیزی که بتونی باهاش ح رو آروم کنی... هرچیزی نه هر ی!! وقتي ی که باید باشه، نیست دلت میخواد پناه ببری به چیزی که نباید باشه و هست... گاهي یه گاهي های تو زندگیت پا میذاره که همه ی گاه و بی گاه های زندگیت رو ... اونوقت دیگه گاهي نیست... همیشگی میشه... حالم بده... همین...

ادامه مطلب  

adio kerida  

درخواست حذف این مطلب
تهران جان گاهي زیادی دلگیری گاهي تر زیادی دور... زیادی دور از دلخوشی های کوچک من، لبخندها و آغوش های همیشه باز! بااین حال وقتي نیستم، وقتي دورم و بیشتر وقتي دوباره در آغوش خا تری تو فرو میروم ، چیزی از تو در خود حس میکنم شبیه آنچه به آن عشق به وطن میگویند... وطن شلوغ و آشفته و بی سرو سامان من تهران جان پ.ن: در اولین لحظات بازگشت به تهران پلی لیستم به موزیکی از یاسمین لوی میرسد، درست شبیه همین مرثیه سرشارم از عشقِ نخواستنیِ تهران... پ.ن: روزی که مادر

ادامه مطلب  

شاعر سکوت  

درخواست حذف این مطلب
گاهي دلم برای خودم تنگ میشود وقتي که در زلال غزل های چشم تو من شاعر سکوت پر از راز میشوم وقتي نمیرسد به تو دستم دوباره هم ما بین دست و دلم جنگ میشود ای دل بیا و شبیه خودت بمان گاهي دلت به دست خودت رنگ میشود این آینه نه چو تصویر ما بود پژواک گریه مگر بغض میشود!! از آن زمان که به من همرهی نشد پیچ و خمت به جاده چه هموار میشود

ادامه مطلب  

گیوتین  

درخواست حذف این مطلب
آدم وقتي با نام و هویت واقعی اش می نویسد و در یت محض آدرس وبلاگش را به یکی دو تا آشنا هم می دهد این می شود که گاهي مجبور است دروغ بگوید، گاهي ادای خوشحال ها را دربیاورد و گاهي هیچ چیز نگوید... و در نهایت بیاید هویتش را با گیوتین سر ببرد، تا به جای خون، حرف های نا گفته اش جاری شود...

ادامه مطلب  

عشق یا بدی  

درخواست حذف این مطلب
مهربانم گاهي حال آدمی عوض می شود وقتي کمی بی خیال تعلقات انسان معابانه می شوی مهربانم گاهي می شود بی خیال بدی ها شد گاهي می شود آنطور که دلمان می خواهد زندگی کنیم زندگی شخصی متعلق به ما هست پس باید آنگونه که می خواهیم بسازیمش مهربانم وقتي امیدوارتر از همیشه می دانم زیبا ترین عشق را در وجودم هنوز حفظ کرده ام پس شادمانتر خواهم بود مهربانم من معتقدم هر انسانی حق ندارد به طرز فکر و فرهنگ و تعلقات شخصی دیگران جسارتی کند اما هیچ اجباری هم ندارد مطا

ادامه مطلب  

eagle  

درخواست حذف این مطلب
هوای خانه چه دلگیر می شود گاهي از این زمانه دلم سیر می شود گاهي عقاب تیز پر دشتهای استغنا اسیر پنجهء تقدیر می شود گاهي صدای ء عاشقانه فغان و نالهء شبگیر می شود گاهي نگاهِ مردم بیگانه در دل غربت به چَشمِ خستهء من تیر می شود گاهي مبر ز موی سپیدمگمان به عمر دراز جوان ز حادثه ای پیر می شود گاهي بگو اگر چه به جایی نمی رسد فریاد کلام حق دمِ شمشیر می شود گاهي بگیر دست مرا آشنای درد بگیر مگو چنین و چنان، دیر می شود گاهي به سوی خویش مرا می کشد چه خون و چه خ

ادامه مطلب  

گاهی گمان نمی کنی ...  

درخواست حذف این مطلب
گاهي گمان نمی کنی ... "گاهي گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهي نمیشود که نمیشود که نمیشود گاهي بساط عیش خودش جور میشود گاهي دگر تهیه بدستور میشود گه جور میشود خود آن بی مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور میشود گاهي هزار دوره دعا بی اجابت است گاهي نگفته قرعه به نام تو میشود گاهي گدای گ و بخت با تو یار نیست گاهي تمام شهر گدای تو میشود گاهي برای خنده دلم تنگ میشود گاهي دلم تراشه ای از سنگ میشود گاهي تمام آبی این آسمان ما یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود گاهي ن

ادامه مطلب  

آدمهای زندگی  

درخواست حذف این مطلب
آدم ها" می آیند گاهي در زندگی ات می مانند گاهي در خاطره ات، آن ها که در زندگی ات می مانند همسفر می شوند آن ها که در خاطرت می مانند کوله پشتیِ تمامِ تجربیاتت برای سفر گاهي "تلخ"... گاهي "شیرین" گاهي با یادشان "لبخند" می زنی گاهي یادشان لبخند از "صورتت" برمی دارد اما تو... لبخند بزن به تلخ ترین خاطره هایت حتی... آدمها می آیند و این آمدن باید رخ بدهد تا تو بدانی: "آمدن" را همه بلدند این "ماندن" است که هنر می خواهد..

ادامه مطلب  

ازغصه خالی می شوم ؛ وقتی که می بینم تو را  

درخواست حذف این مطلب
ازغصه خالی می شوم ؛ وقتي که می بینم تو را حالی به حالی می شوم؛ وقتي که می بینم تو را من ناخوش احوالم همیشه تا تو می آیی ولی ناگاه عالی می شوم ؛وقتي که می بینم تو را تو این همه زیباییت را از کجا آورده ای؟ هردم سوالی می شوم ؛وقتي که می بینم تو را چشمان تو پر می شود از هرچه غیر من ولی از غیر خالی می شوم؛ وقتي که می بینم تو را از قهوه و از فال بیزارم ولی این بار من خود « قهوه فالی » می شوم؛ وقتي که می بینم تو را گاهي نمیدانم که ی و یا حوا و یا ...! که سیب کالی

ادامه مطلب  

گاهی لازمه خودت آموزگار باشی  

درخواست حذف این مطلب
پیشرفت تو جامعه ای که تصمیم نداره درسهای بزرگی بهت بده واقعا کار بزرگیه و تا وقتي به خودت توجه درستی نشون ندی شاید اینو متوجه نشی و شاید فرصتی به تو داده نشه و فرصت را خودت باید بسازی و شاید زمان زیادی طلب کنه اما غایت پیشرفت مگه چیزی غیر از اینه اونوقت میشه که فرد به جامعه درس مبده بنظرم این جامعه خیلی نیازمنده درسهای بزرگه گاهي تاریخ گذشته کمکی نمیکنه باید بفکر قدمهای آینده بود

ادامه مطلب  

پیغام گیر دل  

درخواست حذف این مطلب
مهربانم گاهي وقتها خدا هم نمی گذارد دلتنگ شوی مهربانم وقتي از ته دل فراق ی آزارت می دهد متوجه شدی گاهي خدا آدمهای شبیهش را در کنارت قرار می دهد ؟ مهربانم اویی که تنها گل مریم زندگیم بود و خودش تباه کرد هر چه خوبی که در وجودم به ثمر رسانده بود حالا خدا در سکوت هایم صدای ناله های دلتنگیم را شنیده انگار گل مریم زندگیم در تمام اوی امروزی خلاصه شده هر چه می گوید و هر چه می کند یادم می آید دیگر دلتنگ نیستم دیگر بی تاب نیستم خدایا تو چقدر خوبی تو چقدر ب

ادامه مطلب  

عشق من الهیست  

درخواست حذف این مطلب
مهربانم گاهي نمی شود آنطور که دلمان می خواهد اوضاع را بسازیم مهربانم وقتي خوب به آدم های رهگذر سرزمینم می نگرم نمی دانم شبیه کدام می توانم باشم نمی دانم بعضی رفتار ها چرا برای بعضی ها خوب و خوشایند و برای بعضی ها زشت و بی ارزش است وقتي به مهربانو های رنگی اطرافت می نگرم با خودم می شم و می پرسم مهربانی که نگاهش را با چنین رنگهایی پر کرده پس بی خیال سادگی ها خواهد شد وقتي می نگرم مهربانویی با تمام بی قیدی هایش به خواسته ی قلبیش می رسد گاهي در براب

ادامه مطلب  

ساده بودن ومهربانی  

درخواست حذف این مطلب
برای آدم ها، چه آنها که برایت عزیزترند و چه آنها که فقط دوستند ... خاطره های خوب بساز ... آن قدر برایشان خوب باش ؛ که اگر یک روز همه چیز را گذاشتی و رفتی ... در کنج قلبشان جایی برای تو باشد تا هر از گاهي بگویند : " ای کاش بود ... " هر از گاهي دست دراز کنند و بخواهند که باشی ... هر از گاهي دلتنگ بودنت شوند ... می دانم سخت است ...اما تو خوب باش ... حتی برای آن که با تو بد کرد ... روزی میفهمد ، همان ساده بودنت کم نبود ..

ادامه مطلب  

عشق.....  

درخواست حذف این مطلب
عشق : / بانگ / عزم رهایی / پرواز از قفس !. عشق: / بال و پر / نه هم آغو شی در بستر . تا هنگا می که " هجر " را " وصل " / و " سراب " را " آب " می بینی / هنوز در راهی. آونگى بین آسمان و زمین . گاهي " پرت " به اوج /. گاهي " سقوطی " در ا عماق چاهی . فرزین عدنانی

ادامه مطلب  

نیستش  

درخواست حذف این مطلب
خیلی دوست دارم بهش فکر نکنم ولی بیشتر مواقع تو ذهنمه، وقتيکه اسم شعر میاد، اسم قم، وقتي یکی که تپل و سبزس، وقتي یه زوج مومن و چادری میبینم، وقتي اسم میاد،اسم معدن... اسم عشق

ادامه مطلب  

تا هنگامی که...  

درخواست حذف این مطلب
تا هنگامی که هجر را وصل و سراب را آب می بینی هنوز در راهی . آونگی بین آسمان و زمین. - گاهي " پرت " به اوج، گاهي " سقوطی " به ا عماق چاهی - فرزین عدنانی

ادامه مطلب  

بهترین...  

درخواست حذف این مطلب
قلبت را آرام کن.. یک وقتهایی بنشین و خلوت کن با تمام سکوت هایت… نگاه کن به اطرافت… به خوشبختى هایت… به انی که میدانی دوستت دارند… به وجود آدم هایی که برایت اهمیت دارند… و به خ که تنهایت نخواهد گذاشت… گاهي یک جای دنج انتخاب کن… گاهي یک جای شلوغ… آرامش را در هر دو پیدا کن… هم درکنار شلوغی آدم ها… هم درکنار پنجره ای چوبی و تنها… دلمشغولی ها را گاهي ساده تر حس کن… باران را بی چتر بشناس… خوشحالی را فریاد بزن… و بدان که تو..." بهترینى"

ادامه مطلب  

میدانی چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
یک وقتهایی باید خودت را به بی خیالی بزنی! بی خیال تمام ادمهایی که دوستت ندارند! بی خیال تمام کارهایی که میخواستی بشود ولی نشد! بی خیال تمام رکب هایی که خوردی! بی خیال هر که امروز وارد زندگیت شد و فردا رفت! بی خیال تلاش های بی نتیجه ات! دوست داشتن های بی ثمرت! وقتي ی دوستت ندارد، اصرار نکن! وقتي ی برایت وقت ندارد، خودت را به زور در برنامه هایش جا نده! وقتي ی نمیخواهد تو را ببیند، پاپیچش نشو! زندگی همین است! شاید تو برای همه وقت بگذاری ولی قرار نیست ه

ادامه مطلب  

روز روانشناسی و مشاور  

درخواست حذف این مطلب
به نام خالق مهربانی من یک مشاورم ، گاهي باید مثل کارل راجرز باشم،مهربان، عاشق انسانها برای آنها و دردهایشان گریه کنم آنها را در آغوش بگیرم،و به هیچ چیز فکر نکنم... و گاهي چون فردریک پر ،جسور ،مطمئن و با ایمان از گفته هایم کوتاه نیایم تا بتوانم مراجعانم را از فرو رفتن نجات دهم... گاهي آدلر درس بدهم و برایم،عنوان و پرستیژ مهم نباشد... و گاهي چون فروید ،با آنها زندگی کنم،درد بکشم،محکوم شوم و قضاوت شوم و فقط یک چیز برایم مهم باشد: کمک به انسان... گاهي

ادامه مطلب  

اولین مشق شب  

درخواست حذف این مطلب
خیلی زود گذشت با دفتر مشق زندگی اولین مشق مدرسه ام نوشتن نام و نام خانوادگی ام بود چون قبلا تمرین کرده بودم جلوی پارک فعلی کوچکخان نشستم و دو صفحه نام خودم را نوشتم راحت شدم به امید یک نمره 20 از معلم عزیزم بقیه روز بازی و سرگرمی چه کیفی داره وقتي مشق شب اسم آدم باشه وبه کلاس بالاتر که رسیدیم فرار از مشق شب آنقدر عشق بازی داشتم که نوشتن یک صفحه درس از روی کتاب یعنی جان کندن انگار آ زمان شده و ریشه بازی در کوچه دارد خشک می شود بسرعت بنویس و بینداز

ادامه مطلب  

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود  

درخواست حذف این مطلب
گاهي مسیر جاده به بن بست می رود گاهي تمام حادثه از دست می رود گاهي همان ی که دم از عقل می زند در راه هوشیاری خود مست می رود گاهي غریبه ای که به سختی به دل نشست وقتي که قلب خون شده بش ت می رود اول اگر چه با سخن از عشق آمده آ خلاف آنچه که گفته است می رود وای از غرور تازه به دوران رسیده ای وقتي میان طایفه ای پست می رود هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود گاهي ی نشسته که غوغا به پا کند وقتي غبار معرکه بنشست می رود اینجا یک

ادامه مطلب  

ادمها..  

درخواست حذف این مطلب
"بعضی آدمها دنیارو زیبامیکنند"؛ آدمایی که هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن خوبم. وقتي بهشون زنگ میزنی وبیدارشون میکنی! میگن بیداربودم !! یا میگن خوب شدزنگ زدی.. وقتي میبینن یه گنجشک داره رو زمین غذا میخوره راهشون روکج میکنن که اون نپره اگه یخ ام بزنن،دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون. ادم هایی که با صد تا غصه تو دلشون بازم صبورانه پای درد دلات می شینن! همینها هستند که دنیارا جای بهتری میکنند؛ مثل آن راننده تا ی ای که حتی اگردر ماشینش را محکم ببندی ب

ادامه مطلب  

طبق دل  

درخواست حذف این مطلب
آدم ساده ای شده ام وقتي دلت آرامشی با نفس های عمیق میخواهد باید ساده شد وقتي دلت میهمانی نمیخواهد حضور از روی ناچاری ات بی شک سرطان زاست و بر ع وقتي در ساعت ٦:٣٠ صبح ، دلت پلو میخواهد پلو خوردن قطعن برای سلامتیت مفید است آدم ساده ای شده ام طبق دستورالعمل دلم پیش میروم...

ادامه مطلب  

کارهای سخت...  

درخواست حذف این مطلب
شپش ها توی سرش وول میخوردند و اون درک درستی از شپش و رشک نداشت، نمیدونست چی هستن و چی میشن. هرچی براش توضیح دادیم که فلان و فلان خودش رو زد به اون راه و دست برد سمت گوشش . میخواست اینجوری بهمون بفهمونه سمعکش رو نذاشته گوشش و نمیشنوه و یا شاید نمیخواد بشنوه ... باهاش حرف زدم و راضیش به کوتاه مو ، وقتي موهاشو کوتاه می گوله گوله اشک میریخت . انگار تو کل دنیا یه دلبستگی داشت و اون موهاش بودن ، موهاش رو خیلی دوست داشت. از رسیدگی و شونه زدن و ویو کشیدنهای

ادامه مطلب  

ادم هایی هستند  

درخواست حذف این مطلب
ادم هایی هستند که وقتي خوشحالند کنارت نیستند چون حسودند وقتي غمگینی در أوغوشت نمیگیرند چون خوشحالند وقتي مشکل دارى به ظاهر همدردند اما در واقع بی خیال تو هستند اما وقتي مشکل دارند با تو خیلی مهربانند این ها بدبخت ترین انسانهاى روى زمین هستند که ارامش ندارند .

ادامه مطلب  

قصه ای که باد با خود برد...  

درخواست حذف این مطلب
دانه کوچک بود و ی او را نمی دید . سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه کوچک بود . دانه دلش میخواست به چشم بیاید اما نمیدانست چگونه . گاهي سوار باد میشد و از جلوی چشم ها میگذشت . گاهي خودش را روی زمینه روشن برگها می انداخت . و گاهي فریاد میزد و می گفت :من هستم ،من اینجا هستم ، تماشایم کنید. اما هیچ جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا ه هایی که او را به چشم آذوقه زمستان به او نگاه می د ، ی به او توجه نمی کرد . دانه خسته بود از این زندگی ، از این ه

ادامه مطلب  

دلگیر  

درخواست حذف این مطلب
گاهي دلت بهانه هایی می گیرد گاهي دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما.. سکوت می کنی.. گاهي دلت می خواهد زانوانت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای از گوشه ترین گوشه ای که می شناسی بنشینی و فقط نگاه کنی.. گاهي چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود گاهي شاید دلگیری از خودت گاهي دلت بهانه هایی می گیرد گاهي دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما.. سکوت می کنی.. گاهي دلت می خواهد زانوانت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای از گوشه ترین گوشه ای ک

ادامه مطلب  

الکل مانندها  

درخواست حذف این مطلب
دلیلِ وجود یه سری آدما رو تو زندگیم هنوز نمیدونم ... آدمایی که وقتي باهاشونم بهترین حال و دارم و وقتي نیستن کلافم ... این قبیل آدما مثه الکل میمونن تا وقتي پیشِشونی حال خوبِ خوبه ! به محضِ جدا شدن ازشون اثرشون میپره انگار .... هیچ نوع تلاشی برای ذخیره شون وجود نداره ! میپَرن ! الکل های دوس داشتنی ❤️

ادامه مطلب  

تو حاضری ..بی ان که غیبت کرده باشی...  

درخواست حذف این مطلب
گاهي اگر با ماه صحبت کرده باشی از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی گاهي اگر در چاه مانند پدر آه اندوه مادر را حکایت کرده باشی گاهي اگر زیر درختان مدینه بعد از زیارت استراحت کرده باشی گاهي اگر بعد از وضو مکثی کنی تا آینده یی را غرق حیرت کرده باشی در سالهای سال دوری و صبوری چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی حتی اگر بی آنکه مشتاقان بدانند گاهي ی را ت کرده باشی یا در لباس ناشناسی در شب قدر از خود حدیثی را روایت کرده باشی یا در میان کوچه های تنگ و خسته نان و

ادامه مطلب